مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٠٩
«همزيستى مسالمتآميز» بود كه اروپاى قرون وسطى بهچوجه آن را نمىشناخت ...
پيغمبر درباره آنها (پيروان ساير اديان) توصيه كرده بود به رفق و مدارا. حديثى هم نقل مىشد كه پيامبر فرمود هر كس بر معاهدى ستم كند در روز قيامت من با او داورى خواهم داشت اين تسامح با اهل كتاب سبب مىشد كه آنها در قلمرو اسلام غالبا خود را در امنيت و آسايش حس كنند چنانكه نصارايى كه در بيزانس به وسيله كليساى رسمى مورد تعقيب واقع مىشدند در قلمرو مسلمين پناه مىجستند ... يك شاهد عمده بر وجود روح تسامح در اسلام اين است كه اهل ذمه در امور ادارى و بعضى مناصب حكومت با وجود كراهت عامه وارد مىشدهاند ... حتى خود پيغمبر بامنافقين كه آنها را مىشناخت نيز رفتارش توأم با اغماض بود و تسامح. بعد از وى نيز اسلام نه تشكيلات انگيزيسيون اروپا را به وجود آورد نه سياهچالهاى آن را.
اختلاف امت را- مگر در مواردى كه اساس اسلام را تهديد كند- مسلمين غالبا نوعى رحمت تلقى مىكردند و مذاهب فقهى به همين دستاويز بدون تعارض و تعصب با مسالمت در كنار هم مىزيستند ...». (كارنامه اسلام، صص ٢٤- ٢٢)
مساوات
يكى از مفروضات مهم دموكراسى «برابرى» است، كه در مردمسالارى دينى نيز داراى اهميت بسيار مىباشد. چرا كه زيرا مساوات از بنيادىترين و پر رنگترين آموزههاى دينى است كه هماره در كارنامه نظرى و عملى اسلام پرتوافشانى كرده است. مساوات و برابرى يكى از مفاهيمى است كه با شنود نام دين، به ويژه اسلام، در خاطر تلازم و تبادر مىيابد. دفاع اسلام از حقوق زنان، كودكان، ستمديدگان و مبارزه با تبعيضات نژادى از آشناترين خدمات اين آيين بزرگ است.
«از لحاظ فلسفه اجتماعى دموكراسى داراى سه جنبه است: اجتماعى، اقتصادى و سياسى، گفته مىشود تا زمانى كه اين هر سه جنبه در جامعه وجود نداشته باشد دموكراسى كامل نخواهد بود. منظور از جنبه اجتماعى دموكراسى آن است كه تبعيضات بر اساس طبقه، كاست، كيش و آيين، رنگ پوست و جنسيت نبايد وجود داشته باشد. از اين نظر گفته مىشود همه مردان و زنان، توانگر و تهيدست صرف نظر از هر گونه پيشداوريهاى طبقاتى، از حيث اجتماعى برابرند و بايد با آنها برابر رفتار