مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٦
يعنى مفهومى است كه همه مردم اگر نخواهند بىمنطق يا بىاخلاق بشمار آيند و بايستى به آن وفادار باشند. معناى درست دموكراسى، مانند معناى هر واژه ديگرى، بستگى به ميزان درك و پذيرش عام دارد». (رنى، ١٣٧٤، ص ١٣٧)
اكثر تعاريف موجود در باره دموكراسى آن را مترادف و متلازم با ليبراليسم نمىانگارند. دموكراسى مىتواند با ليبراليسم يا با هر مكتب سياسى ديگر همراه و تلفيق شده ونوعى از دموكراسى را به ارمغان آورد. در نتيجه دموكراسى بيشتر به مثابه يك روش در حكومت در نظر گرفته مىشود، يك" حكومت جمعى كه در آن از بسيارى لحاظ اعضاى اجتماع به طور مستقيم و غير مستقيم، در گرفتن تصميمهايى كه به همه آنها مربوط مىشود، شركت دارند يا مىتوانند شركت داشته باشند (كارل كوهن، همان)." شكلى از حكومت كه در آن" مردم" عنصر اصلى هستند. به قول آربلاستر «هرگونه ادعا مبنى بر اينكه حكومت يا دولتى، رژيم يا جامعهاى،" واقعاً" يا در" تحليل نهايى" دموكراتيك است، هرقدر هم كه غير قابل قبول به نظر مىرسند، بايد اين مفهوم ضمنى را در برداشته باشد كه اين يا آن دولت، رژيم يا حكومت مورد بحث به اين يا آن شيوه به مردم خدمت مىكند، يا نماينده آنان مىباشد و خواست واقعى مردم از طريق آن بيان مىگردد و مردم از آن حمايت مىكنند، حتى اگر اين حمايت الزاماً به شكل آداب و قواعدى مانند انتخابات به نمايش در نيامده باشد. (آربلاستر، ١٣٧٩، صص ٢٥- ٢٤)
به نظر آربلاستر: رضايت، موافقت يا حمايت" مردم" به نحو فزايندهاى منبع اصلى مشروعيت دولتها و رژيمهايى شده كه در واقعيت ممكن است قدرتمدار باشند. مذهب يا به گفته چينىها" حكم آسمانى" يكسره طرد نشده و حتى در دنياى اسلام با گونهاى تجديد حيات مواجه بوده است. اما حتى در آنجا نيز پديدهاى نسبتاً دموكراتيك و مردمى وجود دارد. تنها مذاهبى كه از هوادارى تودههاى مردم برخوردار باشند، مشروعيت مىيابند. قوانين اسلامى در ايران يا پاكستان و تا حدودى قوانين كاتوليكى در ايرلند، به اين دليل پذيرفته مىشوند، كه اساساً مذهب مورد قبول تودههاى مردم است. اگر چنين پايه تودهاى وجود نداشته باشد، اين قوانين با دشواريهاى فراوانى بر مردم تحميل مىشوند، هرچند اگر بتوان آن را