مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٠
قرار گرفتن آنها واژه مركب مردمسالارى دينى حاوى تناقض يا پارادوكس از درون مىگردد. از جمله اين مفروضات مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف) مردمسالارى مكتبى است با مبانى نظرى خاص خود كه اين مبانى با مبانى نظرى انديشه حكومت در اسلام سازگارى ندارد.
ب) اساساً حكومت دراسلام فردمحور است و فردمحورى حكومت در اين انديشه، با حاكميت مردم، كه در مردمسالارى اصل است، همخوانى ندارد.
ج) منشأ و خاستگاه حكومت در اسلام، مشروعيت الهى است، در حالىكه در نظام مردمسالارى منشأ و خاستگاه مردمى دارد. در نتيجه، مشروعيت حكومت ناشى از مردم است و نه هيچ كس و هيچ چيز ديگر.
در نتيجه مفروضات فوق مردمسالارى يا دموكراسى دينى نه تنها به لحاظ نظرى دچار پارادوكس است بلكه در عمل نيز «با رفتارهاى متناقض و خنثىكننده ويژه مواجه شده است و به همزاد خود راديكاليسم و بنيادگرايى دينى دامن زده است». (توسلى، ١٣٨٢، ص ١٢)
حال ببينيم دموكراسى چيست؟ مردمسالارى كدامست؟ دين چه تعريف يا تعاريفى دارد؟ كدام تعريف از مردمسالارى (دموكراسى) با كدام تعريف از دين سازگارى و با كداميك ناسازگارى دارد؟ تعريف مردمسالارى دينى و مؤلفههاى آن چيست؟ چرا و چگونه مىتوان مردمسالارى دينى را دموكراسى صالحان ناميد؟ و بالاخره مراد از دموكراسى صالحان چيست؟
الف) دموكراسى
دموكراسى به لحاظ لغوى از دو جزءdemos ؛ يعنى مردم وKratia به معناى حاكميت در زبان يونانى (آشورى، ١٣٦٤، ص ٨٧) تشكيل شده كه به صورت تحتاللفظى معناى" حاكميت مردم" از آن مستفاد مىشود. در معناى اصطلاحى آن گفته مى شود كه «معناى دموكراسى در طول تاريخ از محدودترين به وسيعترين آن گسترش يافته» و تا به حال «تعريف جامعى از دموكراسى ارائه نشده است». (همان)