مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٦
سؤالى داشت مىتوانست مطرح كند، حكومت هم بايد پاسخگو بود و به تعبير ديگر هر فردى با هر شكلى مىتوانست حكومت را بازخواست كند. اما امروز با وجود گستردگى جوامع و ارتباطات شديد امت اسلام با جوامع بيگانه كه سياست را دچار پيچيدگيهاى خاص كرده است اين بازخواست مردمى از حكومت بايد مكانيزم خاصى داشته باشد كه در نظام مقدس جمهورى اسلامى اين مكانيزم در ارتباط اجراى مسئوليت و پاسخگويى دولت به مردم از طريق مجلس شوراى اسلامى و ارتباط مسئولين و پاسخگويى رهبر به مردم از طريق مجلس خبرگان صورت مىگيرد.
دومين نكتهاى كه از مجموعه اين مباحث به دست آمد اين است كه جريان و نقش آفرينى مردم در حكومت به صورت ارتباط مستقيم يا غيرمستقيم از پايين به بالا مشكل است كه تا كنون انديشه سياسى غرب از اجراى كامل آن عاجز مانده و در قالب تئوريهاى ارائه شده در ايجاد احزاب، همهپرسىها، گروههاى تخصصى نتوانستهاند در ايجاد يك رابطه صحيح و مثمر بين مردم و حكومت به نحوى كه براى نظام سياسى چالشى ايجاد نكند موفق باشد.
در صورتيكه در اسلام مقدس به صورت طبيعى با آموزههاى اخلاقى و ضوابطى كه براى كارگزاران حكومت وضع كرده است كليه موانع و مشكلات سر راه با رابطه مردم و حكومت را به صورت از پايين به بالا از بين برده است.