مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٨
عنصر اراده و انتخاب در پذيرش ولايت فقيه
در زمان غيبت اماممعصوم كه ولىّامر قطعى و عينى اوست برحسب اعلام و ابلاغ رهبر معصوم زنده و غايب مردم موظفند در جريان رهبرى به فقيه جامعالشرايط به عنوان مظهر اجرايى جريان رهبرى معصوم (ع) و نايب عام وى مراجعه كنند.
آنچه از طرف امام معصوم (ع) مشخص شده شخص خاصى نيست كه مردم بدون اختيار و اراده تن به رهبرى وى بدهند. بلكه از طرف معصوم (ع) يك سلسله مشخصاتى اعلام شده كه مردم اين مشخصات را در هر فردى كشف كردند و او را به عنوان رهبر مىشناسند.[١] با توجه به مشخصات تعيين شده به وسيله معصوم (ع) اين رهبرى بر مبناى همان شايستهسالارى است.
نكته قابل توجّه اينجاست كه وجود اقدس امام معصوم (ع) در غيبت خود مسئله رهبرى را در حقيقت به مردم واگذارده است ويژگيهايى كه از نظر وى موضوعيت داشته مشخص فرموده اما اين مردم هستند كه بايد در بين افراد تفحّص كنند و اين ويژگيها را در هر كس برجستهتر ديدند او را به عنوان رهبر انتخاب كنند.
در جريان پذيرش رهبرى ولى فقيه عنصر اراده و انتخاب كرد بيشترى دارد، زيرا با توجه به اينكه شخص ولى فقيه عيناً تعيين و نصب نشده است پس تعيين فرد مصداق مشخصات اعلام شده از طرف معصوم (ع) با اراده و انتخاب مردم است.
آنچه از ادله اثبات ولايت فقيه كه عمدتاً روايت احمدبن اسحاق و توقيع مبارك امام زمان (ع) به اسحاق بن يعقوب است استفاده مىشود اين است كه ولايت در غيبت معصوم (ع) در هر عصرى براى عموم فقهاى جامع الشرايط آن عصر ثابت است و با اين كيفيت به چه دليل مىشود ولايت را در يك فرد منحصر ساخت و از ديگران ساقط كرد.
در اينجا دو نكته قابل توجه است: يكى شناخت و كشف فقيه جامع الشرايط صاحب ولايت و ديگرى فعليت ولايت براى يك فقيه مشخص و معيّن.
[١] - در اينجا چون بحث اثبات ولايت فقيه نداريم لذا از ذكر آن ادله و بحث پيرامون آن خوددارى مىشود. به كتابهاى مربوط در اين زمينه همچون ك تاب حكومت اسلامى امام خمينى( ره) مراجعه شود.