مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩
مجموعهاى از نمايندگان يا رأىدهندگان به عنوان مردم تلقى مىشوند. البته درطى يك قرن و نيم قرن گذشته رأىدهندگان يا افراد حائز شرايط رأى دادن در حال تحول و تغيير بودهاند. به عبارت ديگر، تعريف مردم پيوسته در حال دگرگونى بوده است». (وينسنت، ١٣٧١، ص ١٧١)
بايد پرسيد واژههاى حكومت، حكومت به وسيله مردم و مردم به چه معناست؟
اگر فقط از ابهامات موجود در واژه مردم آغاز كنيم اين سؤالها قابل طرحند:
- چه كسانى را بايد مردم قلمداد كرد؟
- چه نوع مشاركتى براى آنها در نظر گرفته شده است؟
- شرايط مفروض براى هدايت به مشاركت كدامند؟
واقعيت آن است كه انواع دموكراسيهاى هنوز نتوانستهاند پاسخهاى قطعى به اين سؤالات بدهند تا جايى كه ديويد هلد در اين باره مىگويد: «كوشش به منظور محدود كردن معناى مردم به گروههاى معيّنى از آنها، از قبيل صاحبان دارايى، سفيدپوستان، تحصيلكرده، صاحبان مشاغل و مهارتهاى ويژه، بزرگسالان و فقط مردان، سابقهاى ديرينه دارد. همچنين درباره آنچه" حكومت" به وسيله" مردم" قلمداد مىشوند، در قالب دريافتها و مباحث گوناگون، داستانسرايى مىشود». (هلد، ١٣٦٩، ص ١٦- ١٤)
بسيارى ديگر از شارحين دموكراسى مانند آنتونى آربلاستر به صراحت اذعان داشتهاند كه دموكراسى غربى هيچ نوع معناى دقيق و مورد توافقى ندارد و پرسش از چيستى معناى دموكراسى ترديدپذير و داراى برداشتهاى متفاوتى است كه قانعكننده نمىباشد. (ر. ك. به: آربلاستر، ١٣٧٩، ص ١٤)
تعارض بين اصل آزادى و اصل برابرى
يكى از مهمترين تعارضهايى كه در فلسفه سياسى غرب و انديشه و نظام دموكراسى مطرح بوده و هست، تعارض بين دو اصل آزادى و برابرى است كه دو اصل از سه اصل مشترك دموكراسىهاست. تبيين اين تعارض بسيار ساده و از اين قرار است كه اگر همه مردم برابر شمرده شوند، آزادى آنها به خطر خواهد افتاد؛ زيرا