مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٢
جوامع بدوى و بسيار كوچك قابل تصور است، در دوران كنونى ممكن نيست و به صورت غيرمستقيم و از طريق نمايندگى(Representive Democracy) اعمال مىشود.
به هر حال آنچه اكنون از نظريه مردمسالارى به صورت مضبوط و رسمى در منابع معتبر حقوق بينالملل بازتاب يافته است همين است كه مردم در انتخاب نوع حكومت و مجريان آزاد بوده و مشاركت داشته باشند.
بنيادىترين متن در اين زمينه را بايد اعلاميه جهانى حقوق بشرDeclaration of Human Rights) (The universal دانست كه در تاريخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ ميلادى به تصويب مجمع عمومى سازمان ملل متحد رسيده است و در مقدمه آن آمده است:
«مجمع عمومى اين اعلاميه جهانى حقوق بشر را آرمان مشتركى براى تمام مردم و كليه ملل، اعلام مىكند تا جميع افراد و همه اركان اجتماع، اين اعلاميه را دائماً در مدّ نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت، احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجى ملى و بينالمللى، شناسايى و اجراى واقعى و حياتى آنها چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم كشورهايى كه در قلمرو آنها مىباشند تأمين گردد.»
طبق ماده ٢١ اين اعلاميه:
«١- هر كس حق دارد كه در امور عمومى كشور خود، خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگانى كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.
٢- هر كس حق دارد با تساوى شرايط، به مشاغل عمومى كشور خود نايل آيد.
٣- اساس و منشأ قدرت حكومت، اراده مردم است. اين اراده بايد به وسيله انتخاباتى برگزار گردد كه از روى صداقت و به طور ادوارى صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومى و با رعايت مساوات باشد و با رأى مخفى يا طريقهاى نظير آن انجام