مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٥
ليبراليسم، آزادى فردى به عنوان يك حق در وجوه گوناگون خود ضامن تأمين مصالح فرد و جمع و لازمه شأن و شرف آدمى در مقام يك موجود خردمند است.
در مقابل مكتب ليبراليسم، انديشه اسلامى- شيعى، انسان و كل نظام هستى را مخلوق خداوند و تحت امر و هدايت او مىداند. در اين نگرش، انسان به عنوان مخلوق خداوند و تحت هدايت تشريعى او، جايگاه ويژهاى دارد لكن اين تفكر با انديشه ليبرالى در خصوص انسان و محوريت آن در هستى از تفاوتهايى برخوردار است. حضرت على (ع) در خطبه اول نهجالبلاغه با اشاره به ماجراى آفرينش انسان از خاك و دميده شدن روح خداوند در كالبد انسان، از دو عنصر حس و عقل به عنوان عوامل تحرك و پويايى انسان و نيز وسيله نيل به حقيقت و ابزار بازشناسى حق از باطل ياد مىكند. در اين فراز وجوه تشابهى بين انديشه ليبرالى و انديشه شيعى در خصوص ويژگيهاى انسان و هستى مشاهده مىشود: «ثُم نفخ فيها من روحه فتمثلت انساناً اذهان يجيلها و فكر يتصرف بها و جوارح يختدمها و ادوات يقلبها و معرفه يفرق بها بين الحق و الباطل و الاذواق و المشام و الالوان و الاجناس»؛ «آنگاه از روح خود در آن دميد تا به صورت انسانى زنده درآمد. داراى نيروى انديشه كه وى را به تلاش اندازد و داراى افكارى كه در ديگر موجودات تصرف نمايد به انسان اعضا و جوارحى بخشيد كه در خدمت او باشند و ابزارى عطا فرمود كه آنها را در زندگى به كار گيرد قدرت تشخيص به او داد تا حق و باطل را بشناسد و حواس چشايى و بويايى و وسيله تشخيص رنگها و اجناس مختلف را در اختيار او قرار داد».
(نهجالبلاغه، خطبه ١)
حضرت ضمن اعتراف به نقش عقل و حس در درك حقيقت و تسلط بر طبيعت، اين دو را ابزارهاى كافى نمىداند و از عنصر ديگرى به نام وحى سخن به ميان مىآورد. ايشان با اشاره به داستان حضرت آدم و اخراج وى توسط خداوند از بهشت يادآور مىشود كه حضرت آدم علىرغم برخوردارى از حس و عقل بازهم فريب شيطان را خورد و از آن جايگاه امن رانده شد: «ثم اسكن آدم دارا ارغد فيها عيشه و آمن محلته و حذره ابليس و عداوته فاغتره عدوه ... ثم بسطاللَّه له من توبته و لقاه كلمه رحمته و وعده المرد الى جنته و اهبطه الى دار البليته»؛ «سپس خداوند آدم