مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٨
حضرت در اين فراز ضمن به رسميت شناختن آزادى انسانها آن را عطيهاى الهى براى انسان به شمار آوردهاند.
حضرت در تبيين رابطه انسان و خداوند و نيز رابطه انسانها با يكديگر بالاخص نوع رابطهاى كه بين انسان و حكومت وجود دارد از عنصر حق و تكليف بهره جستهاند. ايشان رابطه بين انسان و خداوند را مبتنى بر حق و تكليف يك طرفه دانسته و معتقدند انسانها فقط در برابر خداوند مكلفند و واجد هيچ گونه حقى نيستند مگر حقى كه از طرف خود خداوند به ايشان داده شود كه قائم بالذات نيست بلكه به اعتبار تفويض الهى معتبر است.
«ولكن سبحانه جعل حقه على العباد ليطيعوه؛ خداوند حق خويش بر بندگان را اطاعت خود قرار داده است.»
ايشان در خصوص رابطه انسانها با يكديگر و رابطه انسانها با حكومت و بالعكس حق و تكليف را دو روى يك سكه دانسته و معتقدند هر جا حق است تكليف نيز هست. براساس نگرش حضرت على (ع) انسانها از آنجا كه عاقل هستند حق دارند كه آزاد باشند (آزادى از موضع حق) و انسانها چون حق دارند آزاد باشند بايد رعايت آزادى يكديگر را بنمايند (آزادى از موضع تكليف).
حضرت در خطبه ٢١٦ رعايت حقوق متقابل افراد و حكومت را وسيلهاى براى تحكيم پيوندهاى اجتماعى و سرافرازى دين عنوان مىنمايند: «قد جعلاللَّه سبحانه لى عليكم حق بولايه امركم و لكم على من الحق مثل الذى لى عليكم فالحق اوسع الاشياء فى التواصف واضيقها فى التناصف، لايجرى لاحد الاجرى عليه و لا يجرى عليه الاجرى له و لو كان لاحد ان يجرى له و لا يجرى عليه لكان ذلك خالصاً للَّه سبحانه دون خلقه لقدرته على عباده لعدله حتى كل ما جرت عليه صروف قضائه و لكنه جعل حقه على العباد آن يطيعوه و جعل جزاء هم عليه مضاعفه الثواب تفضلًا منه و توسعاً بها هو من المزيد اهله ثم جعل من حقوقه حقوقاً افترضها لبعض الناس على بعض فجعلها تتكافا فى وجوهها و يوجب بعضها و بعضاً و لا يستوجب بعضها الاببعض. و اعظم ما افترض من تلك الحقوق حق الوالى على الرعيه و حق الرعيه