مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٥
شمرده مىشود و نيز چون تعريفى حداقلگرايانه براى دموكراسى در نظر گرفته مىشود كه براساس آن دموكراسى شيوهاى از شيوههاى حكومت كردن لحاظ مىشود. مىتوان تصور كرد كه اين شيوه در درون نظريههاى دينى در باب سياست و حكومت باز تعريف شده، درونى شده و بومى شده و پذيرفته گردد.
در نتيجه مردمسالارى دينى نظريهاى است مبتنى بر تعريفى حداكثرگرايانه از دين و تعريفى حداقلگرايانه از دموكراسى يا مردمسالارى. همانگونه كه ملاحظه شد اين هر دو شايعترين، رايجترين و حتى عينىترين تعاريف موجود در باب دين- حداقل دين اسلام- و دموكراسى يا مردمسالارى در جهان معاصر مىباشد. كمتر كسى را مىتوان يافت كه ادعا كند يا بتواند دين اسلام را دينى حداقل و محدود به زندگى فردى انسان مسلمان معرفى كند. شايد بتوان به لحاظ نظرى از دينى سخن گفت كه حداقلى باشد و احياناً استدلال كرد كه چنين دينى براى زندگى انسان مفيدتر و نافعتر است ولى به هنگام سخن گفتن در مورد اسلام ما از پديدهاى انتزاعى سخن نمىگوئيم. اسلام دينى است با قدمت و عمرى بيش از ١٤٠٠ سال با تمام خصوصيات و ويژگيهايش كه تاريخ طولانى را پشت سرگذارده است. سخن علمى گفتن از اين واقعيت، سخن عينى گفتن از آن است. در نگاهى به اسلام در مىيابيم كه دينى اجتماعى و سياسى بوده است. انسان مسلمان به همان اندازه كه داراى تكاليف فردى است، داراى تكاليف اجتماعى و سياسى نيز مىباشد و در طول تاريخ پرفراز و نشيب اسلام، انسان مسلمان به همين گونه زندگى كرده و به تصوير كشيده شده است.
در تعريف دموكراسى نيز، تعريف منطبق با واقعيت كه از عينيت اين پديده و ميانگين تحقق و عملكرد آن در طول تاريخ چند صد ساله گذشته بشريت خصوصاً انسان و جامعه غربى برخاسته است، همانا تعريف حداقلگرايانه از دموكراسى است؛ يعنى تعريفى كه در آن دموكراسى يا حاكميت مردم در عمل از طريق انتخاباتى آزاد و عادلانه تحقق مىيابد كه بر اساس آن نمايندگان مردم امر اعمال قدرت و نظارت بر اعمال آن را به نمايندگى از سوى مردم با مكانيسم خاصى به انجام مىرسانند. در رشد اين مكانيسم، علاوه بر اعمال حاكميت مردم از سوى مجلس نمايندگان و نظارت بر قوه مجريه از اين طريق (از طريق قوه مقننه)، رياست قوه مجريه نيز از