مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٨١
بر كار بالاترين تا پايينترين مقام حكومت نظارت كنند و اگر انحراف يا خلافى در مسير فعاليت آنان ديدند بلافاصله جلوگيرى كنند» (٢٤).
امام خمينى (ره) طرح اشكالات و انتقادهاى سازنده را موجب سعادت و رشد جامعه مىداند و بيان مىدارد كه «گفته ام انتقاد سازند، معنايش مخالفت نبوده ...
انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مىشود. انتقاد اگر حق باشد، موجب هدايت ...
مى شود، هيچكس نبايد خود را مطلق و مبراى از انتقاد ببينند» (٢٥).
در يك جمع بندى اجمالى بايد گفت كه نظريه مشروعيت الهى مردمى امام خمينى (ره) يا همان نظريه مردمسالارى دينى در قالب نظام مدنى جمهورى اسلامى تبلور يافت. ابعاد اين نظريه هم در عنوان نظام مدنى يعنى «جمهورى اسلامى» و هم در دستور كار آن يعنى «قانون اساسى» به خوبى تبلور يافت.
بنابراين امام خمينى (ره) مبتكر و واضع نظامى شدندكه هم ضوابط اسلام و بعد مشروعيت الهى در آن مستتر است و هم آراى ملت و مشروعيت مردمى در آن مورد توجه قرار گرفته است. يعنى امام خمينى (ره) مردمسالارى را در معناى تكيه بر خواست و اراده مردم مىپذيرند امام مفهوم جديدى از آن يعنى مردمسالارى مبتنى بر معنويت و ديانت يا مردمسالارى دينى را مطرح و ايجاد كردند.
«تئورى تربيت» در نظام مردمسالارى دينى
همانگونه كه مطرح شد تعليم و تربيت مىتواند در فرآيند بستر سازى و فرهنگ آفرينى به منظور رسيدن به جامعه مدنى آرمانى و ايده آل، تأثير و نقش شايان توجهى داشته باشد. به علاوه، تربيت امرى هنجارى (Normative) است كه با ارزشها، نگرشها و نيازهاى جامعه ارتباط تنگاتنگى دارد. به عبارت ديگر، نظريه تربيت در هر جامعهاى تحت تأثير باورها، ارزشها و ايده آلهاى آن جامعه قرار دارد.
نظريه يا تئورى به طور كلى به معناى مجموعهاى تعميم يافته از تعاريف، مفاهيم و قضايايى است كه به لحاظ منطقى به يكديگر وابستهاند و نگرشى نظامدار به مسائل و پديدهها را مطرح مىسازند (Zais , ١٩٧٦) (٢٦). اين تعريف از تئورى خط مشى