مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤١٢
نهادهاى ليبراليسم به تنهايى نمىتوانند ما را بر چنين وضعيتى (انديشه و التزام به عدالت) قادر سازند اين نهادها آنگاه كه با دموكراسى جفت گردند دستكم مىتوانند اين امكان را فراهم سازند كه ما بتوانيم با وجود ناهماهنگىها و تضادها با همديگر زندگى كنيم. بنابراين ما به نهادهايى نيازمنديم كه ما را (دست كم) به انتخاب آگاهانه توانمند سازد. و در عصر ارتباطات و تعليم و تربيت برتر، رسانهها و دانشگاهها (در اين زمينه) داراى اهميت بوده و سرنوشت ساز هستند».٠٠٠٢ :٩٣ -٠٤) (Calder etal ,
مىبينيم كه در اين اظهارات، نشاط سياسى و وجود حق انتخاب براى مردم در گرو عدالت شمرده شده است. اما نويسنده، به واقع بينى تمام، متأسفانه از تحقق عدالت به وسيله نهادهاى ليبراليسم و دموكراسى چشم اميد بسته است. البته در اين مقاله، پيش از اين هم با سخنان صريحتر ژان ژاك روسو در مورد ريشه فساد زمامداران و قانوگزاران آشنا شدهايم.
اما در عرصه دموكراسى اسلامى از آنجا كه اسلام مجهز به قويترين عوامل تربيت مانند الگوهاى كامل عينى اخلاق نيك و تحريك و تحريص بر تصفيه نفس و خويشتن سازى و تقويت خرد و وجدان درونى يا معاد و عوامل ديگرى مانند منابع تأثير گذار بليغ و حيانى مىباشد، قلمها و قدمها براى تدوين و تثبيت عدالت هرگز لرزان و سرگردان نبوده و نيستند.