مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩
است،[١] با مكانيسمهايى اطمينان آور مورد شناسايى قرار داده و در رأس حكومت قرار مىدهند و سپس به طرق و شيوههاى مقتضى، نظارت و «كنترل بيرونى» خود را نيز بر او اعمال مىنمايند. بدين مناسبت، در اينجا ضرورت دارد تا مختصراً در خصوص نقش و جايگاه مردم در نظام مردمسالارى دينى، اشاراتى به عمل آيد.
نقش و جايگاه مردم در اعمال كنترل و نظارت بر نظام مردمسالارى دينى
آنچه پذيرش آن غيرقابلانكار است اينكه مردم عنصراساسى موجد و مقوّم در به پذيرش يا عدم پذيرش اصل و اساس موجوديت حكومت دينى مربوط مىشود. به عبارتى، تا زمانى كه دينداران در جامعهاى در اكثريت نباشند و نخواهند كه حكومت دينى تشكيل شود، چنين حكومتى عينيت پيدا نخواهد كرد. لذا اين مردم ديندار هستند كه با فراهم كردن عنصر مقبوليت، به حكومت دينى فعليت مىبخشند و خواهان شكلگيرى و تأسيس آن مىشوند. بنابراين، اگر دينداران در جامعهاى در اكثريت نباشند يا حتى در مقام اكثريت، خواهان تشكيل حكومت دينى نباشند، چنين حكومتى تحقق و فعليت پيدا نخواهد كرد. اين خود مردم ديندار هستند كه با پذيرش و اقدام خود، برپايى و تأسيس و فعليت حكومت مردمسالارى دينى را تحقق مىبخشند و طبيعتاً به پذيرش احكام، موازين، لوازم و مقتضيات آن ملتزم مىشوند.
بدون شك هنگامى كه مردمى، نوع و شكل و محتواى حكومت مورد نظر خود را برگزيدند، به احكام و اصول آن نيز پايبند خواهند بود. چنانچه مردمى حكومت دموكراسى را انتخاب كنند، طبيعتاً به لوازم آن يعنى مساوات افراد، ملاك بودن نظر اكثريت، رفع تبعيضات نژادى، قومى، ... و رأىگيرى و انتخابات و مشاركت عمومى
[١] - در اينجا بايد مجدداًبر اين نكته تأكيد به عمل آورد كه در مردمسالارى دينى، ابتدا تلاش مىشود تا بادقت نظر و اعمال شيوهها و مكانيسمهايى اطمينان آور و از طريق مجلس خبرگان و كارشناسان، فردى در جايگاه رهبى قرار گيرد كه از تقوا و عدالت و ساير فضائل اخلاقى و در واقع از اهرمهاى كنترل كننده قدرتمند« درونى» و ملكات نفسانى متعالى برخوردار باشد تا احتمال خطا و انحراف و قدرتطلبى او به حداقل ممكن كاهش پيدا كند؛ و سپس در مرحله بعد، مكانيسمهايى نهادى و قانونى براى اعمال كنترلهاى« بيرونى» بر رهبر در نظر گرفته مىشود. اين در حالى است كه در هيچ يك از نظامهاى سياسى دنيا، در انتخاب عالىترين مقام حكومتى، دقت نظر و توجهى در خصوص صفات و شرايط اخلاقى و عوامل كنترل كننده درونى افرادى كه در اين جايگاه قرار مىگيرند، به عمل نمىآيد.