مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٥
فلاسفه سياسى خود غرب اين شيوه از دموكراسى را با استدلالهايى قوى زير سؤال بردهاند؟ آيا رهبران و رؤساى جمهورى كه بدين روش ضعيف، سخيف و غيرعقلايى انتخاب مىشوند، ضرورتاً بهترين افراد براى تصدى اين جايگاه حساس خواهند بود؟ آيا مگر هيتلر، موسولينى، صدام، ريگان، كلينتون و بوش به همين طريق انتخاب نشدهاند؟ اين چه لجاجتى است كه مردم، نمايندگان و حكومتگران نظامهاى دمكراتيك غربى با معيارها و ارزشهاى اخلاقى، اعتقادى و حتى با تخصص و كارآمدى به عمل مىآورند؟ مگر شرط عدالت و تقوا و مديريت و شجاعت چه ايرادى دارند كه نبايد در انتخاب عاليترين مقام حكومتى مدنظر قرار داده شوند؟ و آيا نمىتوان ضمن در نظر گرفتن اين صفات متعالى، رأى و نظر مردم را هم به صورتى منطقى در گزينش مقامات عالى حكومتى لحاظ كرد؟
اينها سؤالاتى است كه براى هر انسان خردمند، منصف و كمالگرايى- در ميان دينداران و غيردينداران- در خصوص مقوله حكومت و رهبرى مطرح شده و نظام مردمسالارى دينى پاسخهايى عقلانى و منطقى براى آنها ارائه كرده است.
بدين ترتيب در نظام مردمسالارىدينى (جمهورى اسلامى) بر مبناى معيارهاى دينى و اعتقادى و بر اساس منطق و عقلانيت، سختگيرى بىنظيرى در خصوص شرايط و ويژگيهاى رهبرى اعمال مىشود و برخلاف دموكراسىهاى ليبرال غربى، به هيچوجه به صفات و شرايط حداقلى در انتخاببالاترين مقام حكومتى اكتفا نمىشود.
در زير به تعدادى از مبانى دينى تعيين شرايط رهبرى در جمهورى اسلامى ايران، اشارات مختصرى به عمل مىآيد:
لزوم اعلميت، فقاهت و قدرت
«هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون» (سوره زمر، آيه ٩)؛ آيا آنانكه مىدانند (علم دارند) با آنانكه نمىدانند (علم ندارند) برابرند؟
- قال رسولاللَّه (ص):
«منام قوما و فيهم اعلم منه او افقه لم يزل امرهم فى سفال الى يوم القيامه»
(المحاسن، ج ١، ص ٩٣)؛ كسى كه امامت و رهبرى قومى را بپذيرد و حال