مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٤٠
ركن به منظور رسيدن به هدف، كه همان تقوا، رضايت مندى و به طور كلى حركت به سوى كمال الهى است، حمايت مىكند.
همان طور كه پل وبر گفته است، در مقام تئورى هم «دليلى وجود ندارد كه تئوكراسى و فرم دموكراتيك حكومت در تضاد باشند ...». ظاهراً تعبير «صداى مردم صداى خداست» آن قدر براى «پيتر اشميد» ممكن و منطقى بود كه به چنين نتيجهاى رسيد: «چون اسلام با سكولاريزم و دموكراسى، هردو، سازگار است، مىتوان يك دموكراسى دينى را براى آينده ايران پيشبينى كرد»(Schmid ,٣٠٠٢ :١٨١) . به علاوه بنا بر نظريه دكتر سروش تحت عنوان «قبض و بسط شريعت»، سكولاريزم و دموكراسى تهديدى براى دين به شمار نمىآيند و تنها به افزايش شناخت از دين كمك مىكنند و هردو مكمل يكديگر هستند؛ چرا كه معرفت دينى صرفاً يكى از راههاى گوناگون معرفت انسانى است (سروش، ١٣٧٠، صص ٣١٥- ٣١٤). سروش در مصاحبهاى مىگويد:
«براى حكومت اسلامى هيچ شكل خاصى از جانب خدا ارائه نشده است ... نظام ولايت فقيه كه آيتاللَّه روحاللَّه خمينى بعد از انقلاب اسلامى ١٣٥٧ معرفى كرد، فقط يك تغيير سياسى است ... گرچه دين، به خودى خود، مقدس است، ولى تفسيرات آن مقدس نيست و در نتيجه قابل انتقاد، اصلاح، تعديل، تجديد نظر و نيازمند تفسير مجدد است».(Soroush ,٧٩٩١)
در اينجا ممكن است اين سؤال پيش آيد كه چرا فقط تئوكراسى يا فقط دموكراسى ميان اكثر مسلمانان ايرانى مطلوب نيست و چرا به تركيبى از اين دو نيازمنديم؟ جواب اين است كه تئوكراسى به عنوان «حكومت مطلقه خدا» بيش از فهم و درك انسان است؛ زيرا ما، در موقعيتهايى، از درك اراده وفرمان واقعى خدا عاجزيم. چنين درك و شناختى نيازمند برخوردارى از زمينههاى بسيار و مراحل بسيار آموزش است و مردم قادر نيستند اراده خدا را از طريق توضيحاتى كه در قرآن و سنت آمده دريابند. دستيابى به چنين دركى مستلزم چندين سال مطالعه و كوشش فراوان است. در مواقعى هم نمىخواهيم تسليم خواست و قانون او شويم و فرامين او را در زندگى روزانه خود به كار ببريم؛ چرا كه لازمه آن، داشتن تقوا، كوشش، محروميت و سركوب كردن نفس در سطح وسيع است.