مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٣٥
كارگر، زنان و اتباع خارجى در سه شكل اساسى حكومت، (دموكراسى مستقيم، دموكراسى نمايندگى (/ پارلمانى) يا ليبرال دموكراسى مبتنى بر قانون اساسى)، مشترك هستند.
واژه «تئوكراسى» نيز كه از دو كلمه يونانى گرفته شده و به معناى «حكومت الوهيت» است، در مورد رژيمهاى سياسى به كار مىرود كه داعيه نمايندگى خدا بر روى زمين را در سر دارند. حكومتهاى بسيارى در طول تاريخ و درعرصه فرهنگهاى مختلف، دعوى پيروى از طرح و تدابير خدايانشان، يا مشروعيت داشتن به سبب برخوردارى از «دستورالهى» را اظهار كردهاند. در تمدنهاى قديم، پادشاهان و سلاطين، حكم خدايان روى زمين را داشتند و پرستش مىشدند. بنابراين، پادشاه يا سلطان يك اقليم، به اعتبار تعريفش، اشتباه نمىكرد. در برخى تمدنهاى ديگر، پيامبران خدا يا نخبگان تعليم ديده دينى، نماينده خدا بودند و صاحب حق الهى حكومت بر مردم.
همان گونه كه كتب مقدس اديان، باستان شناسان و تاريخ نگاران نشان مىدهند، عبريان، اهالى تبت و مصريان باستان، سالهايى از تاريخ خود را با حكومتهاى تئوكراتيك سر كردهاند. تئوكراسى در پيكره سه دين آسمانى يهود، مسيحيت و اسلام و آيينهاى بودا و هندو نيز وجود دارد. دو نمونه آن عبارتند از: بشارت (حضرت) عيسى راجع به ظهور «ملكوت خداوند» و نه كس ديگر(Mark ,٤ :٦٢ -٩٢) يا تحقق مشيّت الهى بر روى كره زمين به عنوان مضمون تعاليم (حضرت) عيسى و رد آشكار هرگونه همكارى با امپراتور روم از سوى همو(Mark ,٢١ :٣١ -٧١) . نمونه ديگر نيز عبارت است از شكلگيرى صحابه (حضرت) محمد (ص) در سال ٦٢٢ در مدينه كه تا وفات وى به سال ٦٣٢ كماكان تحت امر وى دارند(Forte ,١٠٠٢ :٣٣٧ -٥٣٧) . در بين مسيحيان پروتستان انجيلى و برخى گروههاى كنشگر سياسىSwomley ,١٠٠٢) (Leege ,٠٠٠٢ Anderson ، نيز در ميان ناسيوناليستهاى هندو، سيكهاى افراطى در پنجاب و جنگطلبان بودايى در سريلانكا و نيز مسلمانان سنى مذهب فعال در امور سياسى در نهضت اخوان در جمهورى اسلامى ايران بازيابى شد و در قالب يك آموزه قابل استفادههاى موسوم به «ولايت فقيه» پرورش يافت.