مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٣٤
آفريقا به تصرف خود درآورند. پايه پادشاهيهاى قدرتمندى، كه به تدريج در سراسر جهان شكل گرفت، نهادها و طبقات اجتماعى مختلف نيز شكاف موجود را پركردند. كليسا و مسجد، با وجود سختيها و مشكلات متعدد، چراغ دين و علم اندوزى را كماكان روشن نگاه داشته بودند و آنچه كه از تمدن روم واسلام باقى مانده بود را گفته مىشدند بعدها عناوينNobles دولتهاى شهرى تبلور بخشيدند.
اشراف نظامى كه در زبان رومى، به معناى دوك، را به خود اختصاص دادند،duke ؛ يعنى كُنت وcount سلطنتى متعددى همچون صاحب قدرت و اختيارات تأثيرگذار بودند. اين ديناميسم در جامعه اروپا و ساير نقاط جهان مانع از آن شد كه جامعه اروپا «براى هميشه» در قالب اين شكل يا ساير اشكال و الگوهاى حكومت، حتى در مشخصترين نوع حكومت در جهان امروزى يعنى «دولت ملى»، گرفتار شود.
اعمال اصلى «نمايندگى پارلمانى» تؤام با مفاهيمى مانند «قانون الهى»، «قانون طبيعى» و «قانون عرف»، به عنوان عامل محدود كننده قدرت و اختيارات و نيز وقوع برخى رويدادها از جمله عصر روشنگرى و رنسانس و اصلاح دينى، كشف قاره آمريكا و انقلابهاى آمريكا و فرانسه، شكل جديدى از حكومت به نام «دموكراسى نوين» را پديد آورد كه با دموكراسى رايج در يونان باستان تفاوتهاى بسيارى دارد.
در دموكراسى نوين، حق الهى پادشاهان، برترى و تفوق طبقه نجيبزادگان و امتيازات كليساى كاتوليك رم، جملگى، مردود است. مساوات در برابر قانون، جاى نظام امتيازات را، كه مشخصه رژيمهاى پيشين بود، گرفت و به منظور ممانعت از سوء استفاده از قدرت در بين پادشاهان يا دستگاه حكومت آنها، بر ضرورت تدوين نظامنامههاى قضايى تأكيد شد.
با برچيده شدن نظام پادشاهى، جمهورى پايهگذارى شد و قرنها تلاش و كوشش به ثمر نشست. كشورها با نام عقلانيت آزادى و برابرى (برادرى ديگر مؤلفه اصلى به شمار نمىآيد)، تلاش براى نيل به نظام جمهورى را سرلوحه كار خود قرار دادند.
مسائلى مانند انتخاب آزادانه نهادهاى دولتى در چارچوب حق جهانى انتخاب، رقابت براى به دست آوردن مقام و منصب از طريق احزاب دايمى و سازمان يافته، آزادى بيان و آزادى مطبوعات، حكومت قانون و اثرگذارى و نفوذ بيشتر براى طبقه