مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤١٥
مردمسالارى و حكومت دينى
دكتر ايرج مير[١]
طى سالهاى اخير، در كشور ما اصطلاح (مردمسالارى دينى) رواج يافته است.
كاربرد تأييدآميز اين اصطلاح از جانب عدهاى قاعدتاً به اين معناست كه به عقيده آنها اولًا مردمسالارى و دين با يكديگر سازگارند، ثانياً حكومت دينى مطلوب، واجد خصلت مردمسالارى نيز مىباشد. تعبيرهايى مشابه نيز مىتوان يافت كه تأييد سازگارى دينى خاص با دموكراسى را هدف قرار دادهاند. تعبيرهاى دموكراسى اسلامى (ر. ك. به:WWW .Islam -democracy .org ) و دموكراسى مسيحى (ر. ك. به: بشيريه، ١٣٨٠، درسهاى دموكراسى ...، صص ١٨٧- ١٨٥) ازجمله اين تعبيرهايند.
درباره درستى بهكارگيرى اصطلاحاتى نظير مردمسالارى دينى دو نظر متفاوت وجود دارد. گروهى كاربرد اين قبيل تعابير را ناروا مىدانند (اكبر گنجى در «مانيفست جمهورىخواهى» كه در برخى از سايتهاى فارسى زبان منتشر شد، همين نكته را مىگويد. همچنين ر. ك. به:
ديهيمى، ١٣٨١، ص ٢٧)؛ يعنى مدعىاند كه نه حكومت مردمسالار مىتواند دينى باشد و نه حكومت دينى مىتواند مردمسالار باشد. در مقابل، برخى نيز استعمال اين قبيل اصطلاحات را صحيح و معقول مىدانند و بر همين اساس مقصود خود از را مردمسالارى دينى شرح مىدهند. (ر. ك. به:WWW .Kadivar .com )
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى واحد آزاد شهر