مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٩٣
نكته دوم؛ مقصود از مبانى در اين مقاله، مستندات توجيهگر (بروندينى يا درون دينى) نظريه مردمسالارى دينى نيست؛ بلكه آبشخورها و منابعى است كه نظام مردمسالارى دينى از آن تغذيه مىكند. با توجه به همين نكته مىتوان گفت كه دموكراسى از هر گونه كه باشد بالاخره بر فرهنگى خاص استوار است و از همين رو سلامت و بيمارى، فربهى و نزارى و مرگ و زندگى آن فرهنگ لاجرم به آن دموكراسى نيز تسرى مىيابد. بر همين اساس است كه توماس مان كه يك سال پيش از جنگ جهانى دوم زوال جكومتهاى توتاليتر را پيشبينى كرده و دموكراسى را بهترين روش شمرده بود هشدار مىدهد كه: «بايد دموكراسى خود را ببيند و نو شود، چرا كه دموكراسى اروپايى با ضعف اخلاقى خود، هرگونه پيشبينى اميدوارانهاى را نكار مىكند، حتى آمريكا هم دريافته است كه امروز دموكراسى مال بيمهشدهاى نيست، از بيرون و درون مورد تهديد قرار گرفته است». (مان، ١٣٨٧، ص ٦٣)
از اين زاويه به خوبى مىتوان پى برد كه اگر دموكراسى استوار بر مبانى ضعيف اخلاقى و انسانى مورد تهديد است، دموكراسى استوار بر مبانى و پايههاى معصوميت خدايى و مصونيت عقلانى داراى سلامت و صلابتى همسان با سلامت و صلابت پايههاى خود مىباشد و همچون خدا و خرد، سرمدى و ماندگار.
مبانى در يك نگاه
در اينجا كتاب، سنت، اجماع، عقل، اجتهاد، اخلاق، معنويت، آزادى، مساوات و عدالت به عنوان مبانى و آبشخورهاى اسلامى مردمسالارى دينى مورد بحث قرار مىگيرد. آهنگ تنظيم اين فهرست، تا حدودى ناظر به مقاله ماهيت دموكراتيك اسلام نوشته جان ال. اسپوزيتو و جان ا. وال (كيان، ش ٢٢، ص ٣١) مىباشد. البته در مقاله مزبور صرفاً اجماع و شورا و اجتهاد به عنوان مفاهيم كاربردى دموكراسى اسلامى مورد بحث قرار گرفته است، كه شايد اكتفا به اين سه مفهوم بيشتر ناشى از طرز نگرش مؤلفان به ماهيت دموكراتيك اسلام باشد تا عدم اشراف و وقوف به مفاهيم همرتبه يا فرا رتبهتر از مفاهيم سهگانه.