مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٨٨
جمعبندى و نتيجهگيرى
نهاد آموزش و پرورش نه تنها نهادى «مدنى» است بلكه نهادى «مدنيتساز» نيز مىباشد. چرا كه مىتواند با نوسازى نگرشها، آگاهىها و مهارتها، نويد تحقق و دستيابى به جامعه جديد را در پى داشته باشد. به عبارت ديگر، آموزش و پرورش بايد بتواند با دگرگونى در زمينه فرهنگ خويش و تكيه بر تعليم و تربيت فرهنگى جديد در راستاى تحقق جامعه مدنى جديد بكوشد يا دست كم خود را در مسير آن قرار دهد.
مباحث مطرح شده حاكى از آن است كه نهاد تعليم و تربيت تنها نهادى شكلپذير نيست، بلكه نهادى شكلدهنده نيز مىباشد كه مىتواند موجد تغييرات بوده و در خلق و آفرينش فرهنگ جديد و مطلوب مبتنى بر «نظريه مردمسالارى دينى» نقش مؤثرى ايفا كند.
بديهى است كه اين نوع آيندهنگرى از طريق نهاد آموزش و پرورش خود نوعى تضمين براى تداوم روند حركت جامعه و نسلهاى مسلسل در مسير «فرهنگ مردمسالارى دينى» است. يعنى مدارس از طريق تعليم و ترويج ارزشها، نگرشها و رفتارهاى همسو با جامعه مدنى مردمسالارى دينى ضمن افزايش ضريب امنيت جامعه، گسست مدنى و سياسى بين نسلها را نيز مرتفع مىسازند.
آموزش و پرورش در اين زمينه مىتواند تجارب اصيلى را از طريق برنامهريزى و ساماندهى بيشتر به «برنامههاى درسى تعليمات اجتماعى و عمومى» مدارس براى فرهنگ سازى و تداوم انديشه و نظام مردمسالارى دينى فراهم كند. چرا كه فرهنگ و نظام مردمسالارى دينى سخت نيازمند تداوم افزايش دانايى و آگاهى جامعه از اصول و ارزشهاى خويش است. از اين منظر مدارس به عنوان مهمترين «سرمايه فرهنگى» جامعه در خصوص ارائه و ترويج تعاليم مدنى همسو با مردمسالارى دين تلقى مىشود. يعنى مدارس مىتوانند از طريق ارائه آموزشهاى لازم ارزشهاى مدنى و فرهنگى را جاودانه و ماندگار سازند.
ترويج يا نشر نظام و مجموعهاى از باورها از طريق مدارس نيز مىتواند دامنه