مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٧٧
آموزشى و آن هم تابع اهداف و ارزشهاى هر جامعه است. هانس (Hans , ١٩٧٦) در مطالعهاى تطبيقى به اين نتيجه رسيد كه نظامهاى آموزش و پرورش كشورهاى آمريكا، انگلستان، چين، آلمان، فرانسه و شوروى (سابق) بر اساس جهتگيريهاى ايديولوژيكى و آرمانهاى مدنى آن جوامع هدايت مىشوند (٦). حتى امروزه نيز هدف اساسى تعليم و تربيت در جمهورى خلق چين تضمين حاكميت حزب كمونيست و ايجاد همنوايى اجتماعى با ايديولوژى و ارزشهاى موجود است (Yao , ١٩٩٣) (٧).
از نظر مايكل اپل (MichaelApple , ١٩٧٥) دانش آموزان مدارس آمريكا اغلب در معرض ديدگاههايى قرار مىگيرند كه در خدمت مشروعيت بخشى به نظم اجتماعى حاكم است (٨). به علاوه سعى مىشود تا اين موضوع به دانش آموزان آموزش و القا شود كه شيوه زندگى آمريكايى بهترين شيوه زندگى براى بشريت است (٩).
پائولوفريره(Paulofreire) مربى برزيلى معتقد است كه در نظام سرمايهدارى از مدارس به عنوان وسيلهاى براى تحكيم و تثبيت نظام حاكم استفاده مىشود و تربيت به عنوان وسيلهاى براى برخورد نقادانه و خلاقانه با واقعيتهاى اجتماعى مورد استفاده قرار نمىگيرد(٠٠٠٢ Marder) (١٠).
به همين دليل جورج كنتزGeorgecounts) ، تئودربراملد(Theodorbrameid و ساير متفكران بر اين باورند كه تعليم و تربيت اساساً بىطرف يا بدون جهتگيرى نيست بلكه به ارزشها و نظام اجتماعى متعهد و وابسته است.
به نظر مىرسد كه در همه نظامهاى اجتماعى تا حدى رويكرد محافظه كارانه براى حفظ ارزشها و نظام موجود در قبال توجه به نقش مدنى نهاد آموزش و پرورش وجود دارد. هر چند كه اين رويكرد مىتواند داراى درجاتى از شدت و ضعف باشد كه در طيف محافظه كارى با بهرههاى حداقل تا حداكثرى مىتواند مورد بررسى قرار گيرد.
از نظر ديويى مدارس هم داراى بعد محافظه كارى براى انتقال ميراث فرهنگى