مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٦٧
اجتماعى در گرو حكومت مردمسالار اسلامى است. علامه طباطبايى مطلبى را بيان مىفرمايند كه مىتوان آن را به نحوى تبيين مردمسالارى دينى قلمداد كرد: «.. به هر حال امر حكومتاسلامى بعد از رسولخدا (ص) و بعد از غيبت آخرين جانشين آن جناب (ص) يعنى در مثل همين عصر حاضر، بدون هيچ اختلافى به دست مسلمين است اما با در نظر گرفتن معيارهايى كه قرآن كريم بيان كرده و آن اين است كه:
اولًا: مسلمين بايد حاكمى براى خود تعيين كنند.
و ثانياً: آن حاكم بايد كسى باشد كه بتواند طبق سيره رسول خدا (ص) حكومت نمايد و سيره آن جناب سيره امامت و رهبرى بود و نه سيره سلطنت و امپراطورى
و ثالثاً: بايد احكام الهى را بدون هيچ كم و زياد حفظ كند
و رابعاً: در مواردى كه حكمى از احكام الهى نيست (از قبيل حوادثى كه در زمانهاى مختلف يا مكانهاى مختلف پيش مىآيد) با مشورت عقلاى قوم تصميم بگيرند». (علامه طباطبايى، ترجمه تفسير الميزان، ج چهارم، ص ١٩٦)
اين حاكم اسلامى كه طبق سيره و روش پيامبر خدا و امامان شيعه حكومت خواهد كرد و در موارد لازم به عقلا مشورت مىنمايد همان ولى فقيه است كه در ميان علماى شيعه مورد قبول بوده و هست. و اگر علمايى نيز آن را نپذيرفتهاند از حيث صغروى بوده است نه كبرويى به طورى كه بعضى از علما در زمان غيبت كبرى به جهت خوف از عدم موفقيت در امر تصدى حكومت اسلامى و حس مسئوليت در برابر جان و مال مردم ولايت فقيه را به امور حسبيه محدود دانسته و تحقق آرمان حكومت اسلامى را به زمان ظهور امام عصر (عج) موكول كردهاند وگرنه كثيرى از علماى بزرگ گذشته مانند شيخ مفيد، صاحب جواهر، شيخ انصارى، مرحوم نراقى، مرحوم نايينى و ... همگى مؤيد نظريه ولايت فقيه و تشكيل نظام اسلامى بودهاند.
البته علاوه بر عالمان و فقيهان مسلمان، حكيمان و فيلسوفان بزرگ اسلامى نيز مانند فارابى، ابن سينا و شيخ اشراق همين نظريه را در ضمن مباحث حكمى مطرح كرده و به اثبات رسانيدهاند مثلًا شيخالرئيس ابوعلى سينا در الهيات شفا و در بخش مربوطه به خلافت و سياست مىگويد: «پس بر شارع و سنت گزار (پيامبر اكرم)