مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٥٤
Opcit, P. ٢٤ )
. پيدايش جنگ به معنى افزايش ماليات مىباشد. دولت براى موفقيت خويش نيازمند استخراج منابع و كسب درآمدهاى مالياتى هرچه بيشتر است. در گذشته مخارج دربارهاى سلطنتى و جنگ عمدهترين هزينههاى دولت بودند، اما امروزه بخش قابلتوجهى از درآمدهاى دولت صرف تأمين هزينههاى عمومى به منظور ايجاد رفاه مىشود.(Peacock Wiseman ,١٦٩١ :٢٤ -٣٤)
ماليات نه تنها درآمدى براى دولت است، بلكه ابزارى در جهت تشويق و تنبيه انواع خاصى از رفتار نيز به شمار مىآيد. براى مثال دولتها به منظور كنترل مصرف اقلامى چون تنباكو و الكل به وضع ماليات متوسل مىشود. گرفتن ماليات صرفاً با زور ميسر نيست و در اين راستا مىتوان چنين ادعا كرد كه هرچه دولتى مشروعتر باشد در اخذ ماليات نيز موفقتر است.(Tilly ,٠٩٩١ :٢٢١ -٠٣)
مردمسالارى دينى و ويژگيهاى آن
تمام ويژگيهاى نهگانه دولت مدرن، در نظام مردمسالارى دينى نيز وجود دارند. با اين تفاوت كه برخى از آنها، در نظام مردمسالارى دينى به شيوههاى ديگرى ظاهر مىشوند. تفاوت نظام مردمسالارى دينى و دولت مدرن در چهار ويژگى حاكميت، مشروطيت، مشروعيت و شهروندى قابل بحث و بررسى است.
در دولتمدرن، حاكميت منشأ زمينى دارد و ناشى از ارادهملت است، حال آنكه در مردمسالارى دينى حاكميت ناشى از خداوند است و از جانب او به مردم تفويض شده است. اصل ٥٦ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران به بهترين وجه منشأ حاكميت و نحوه اعمال آن را مشخص كرده است كه اين اصل را مىتوان بهترين نمونه شيوه اعمال حاكميت در نظام مردمسالارى دينى تلقى كرد. مطابق اين اصل گر چه منشأ حاكميت خداوند است ولى اين حاكميت از جانب خداوند در اختيار مردم قرارداده شده است. به همين دليل مردم حق دارند كه در سرنوشت سياسى خويش مداخله كنند. به هر حال اينكه خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خويش قرار داده بدين معنى نيست كه مردم به هر شكلى كه بخواهند بتوانند از اين حق خداداد؛ يعنى