مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٥٣
دولت مدرن، گرفتن ماليات حالتى اتفاقى داشت و ماليات از تكتك اعضاى جامعه گرفته نمىشد. مان معتقد است تا قبل از قرن هجدهم گرفتن ماليات تدبيرى در مواقع اضطرارى بود، حتى برخى مواقع آن سوءاستفادهاى بود كه در صورت امكان جايگزين درآمد از ناحيه ثروتهاى عمومى مىشد.(Mann ,٦٩٩١ :٠٣)
با پيدايش دولت مدرن اين وضعيت تغيير كرد و گرفتن ماليات حالتى منظم، مداوم، قانونى- عقلانى، فراگير، قاعدهمند و بوروكراتيك پيدا كرد. وضعيت ماليات ستانى در دولت مدرن از چنان اهميتى برخوردار بوده كه صاحبنظرانى چون شومپيتر به جاى مفهوم دولت مدرن مورد نظر وبر، از اصطلاح «دولت ماليات مدرن»(Modern Tax State) استفاده كردهاند.(Schumpeter ,٤٥٩١ :٥ -٨٣)
برخى از صاحبنظران بر اين باورند كه بين سيستم ماليات ستانى جديد در دولت مدرن و رشد اقتصاد با زور رابطه مستقيمى وجود دارد. در گذشته ماليات كشاورزى بدين صورت اخذ مىشد كه حاكمى حق گرفتن ماليات از يك جمعيت محدود محلى را به فردى خاص واگذار مىكرد و مردم محلى نيز به شيوههاى چون پنهان كردن محصول يا احتكار در مقابل پرداخت ماليات مقاومت مىكردند.
در دوران مدرن يك سيستم مالياتستانى يكنواخت در تمام كشور پديد آمده كه طى آن مأموران دولتى به اخذ ماليات مىپردازند و درآمد آنان، حقوق ثابت ماهانهاى است كه از دولت دريافت مىكند؛ يعنى برخلاف گذشته درآمد آنها ربطى به درآمدهاى مالياتىشان ندارد. سيستم حسابدارى مدرن نيز در خدمت نظارت دولت بر فعاليتهاى اقتصادى افراد قرار گرفته و راه فرار مالياتى نسبت به گذشته بسيار كاهش يافته است. به تعبير گيدنز ارزيابى و جمعآورى ماليات يكى از راههايى است كه نفوذ و نظارت دولت بر جامعه را افزايش داده است.(Giddens ,٥٨٩١ :٧٥١ -٩)
دستگاه ماليات ستانى دولت مدرن وجه مميزه آن از دولت فئودالى است.
شومپيتر بر اين باور است كه بدون نياز مالياتى پيدايش دولت مدرن ضرورتى نداشته است(Schumpeter ,Opcit ,P .٧) . قبلى نيز بر اهميت ماليات ستانى تأكيد كرده و بيان مىدارد كه جنگ پديدآورنده دولت و دولت نيز پديدآورنده جنگ است(Tilly ,