مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٤٤
دولت تنها صورت سازمان انسانى نبوده است. حتى اگر يك تعريف موسع از دولت را مد نظر داشته باشيم، اكثريت مردم در طول تاريخ بشر در صورتبندى سياسى خاصى به نام دولت، زندگى نكردهاند. با اين وجود ما اكنون در سيارهاى زندگى مىكنيم كه بدون استثنا به قلمروهاى اعمال قدرت دولتها تقسيم شده است و هر بخش از اين سياره متعلق به دولت خاصى است.(Pierson ,Opcit ,PB /)
چند نكته در رابطه با قلمرو سرزمين مربوط به دولتها قابل طرح است. نخست، اينكه دولتها حالت ايزوله ندارند و آنها پديد آورنده سيستمى از دولتهاى رقيب هستند. مرزها خطوط تقسيم كننده يا جدا كننده يك دولت از دولتى ديگر محسوب مىشوند، اما اين جدايى به معنى عدم ارتباط دولتها با يكديگر نيست. سرزمينى بودن دولت، ادعاى دولت نسبت به اعمال قدرت انحصارى در درون مرزهايش و وجود يك نظم بينالمللى حاكم بر ملت دولتهاى رقيب، منشأ يكى از مهمترين رهيافتهاى مطالعه دولت، يعنى دانش روابط بينالملل شده است.
نكته دوم اين است كه گرچه جهان محدود و هر وجب آن در اختيار دولتهاست، اما اين به معنى آن نيست كه وجود اين دولتها، چهره دائمى چشم انداز جهان را تشكيل دادهاند.
بسيارى از كسانى كه امروزه در دولتهاى با سابقه تاريخى بيشتر، زندگى مىكنند، چنين مىانديشند كه دولت پديدهاى مداوم و پايدار در تاريخ بوده است. اما تاريخ دولتها نشانگر آن است كه چنين وضعيتى وجود نداشته است. تيلى تعداد ٥٠٠ واحد سياسى كمابيش مستقل را در سال ١٥٠٠ در اروپا ثبت كرده است، در حالى كه اروپاى سال ١٩٠٠ فقط حدود ٢٥ واحد سياسى داشت(Tilly ,٥٧٩١ :٥١) . نقشه اروپا طى سالهاى ١٩٨٠ تا ١٩٩٥ مجدداً دستخوش تغيير شده در سال ١٩٩٢، سى و سه ملت در فوتبال جام ملتهاى اروپا به رقابت پرداختند. اما اين تعداد در سال ١٩٩٦ به ٤٨ تيم افزايش يافت كه شامل تيمهايى مجزا از اسلواكى، جمهورى چك و دو تيم ملى از درون مرزهاى يوگسلاوى سابق مىشد يك فعال سياسى در اروپاى مركزى، ويژگى عدم ثبات و سيال بودن پديده دولت را در مورد آلمان به خوبى بدين صورت ترسيم كرده است: «اندكى بيش از يكصد سال پيش كشورى به نام