مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣٦
جمعبندى و نتيجهگيرى
در بخشهاى پيشين تشابهات و تمايزات دو مكتب اسلام و ليبراليسم در زمينه آزادى مورد بحث و بررسى قرار گرفت. از مجموع مباحث انجام شده مىتوان نكات زير را به طور اجمال برشمرد:
١- درليبراليسم آزادى حقى است كه ريشه در طبيعت دارد حال آنكه در اسلام حق وتكليفدو روى سكه آزادى را تشكيل مىدهند و هر دو ريشه در اراده خداوند دارند.
٢- ليبراليسم عقل و شهوات را محرك رفتار بشر و آزادى را در خدمت آن دو مىداند در حالى كه اسلام شهوات را زايل كننده عقل بشرى و وحى را عامل تقويت كننده آن مىداند و معتقد است آزادى بايد در خدمت عقل و وحى باشد.
٣- در ليبراليسم چون انسان داراى سرشتى پاك و نهادى نيك دانسته مىشود آزادى به طور موسع به وى داده مىشود در حالى كه در اسلام انسان موجودى ذوجهتين (هم داراى ذات خير و هم داراى ذات شر) تلقى شده و به همين دليل آزادى محدود و كنترل شده به وى داده مىشود.
٤- در ليبراليسم حقوق و آزاديهاى فردى در مقابل حقوق جامعه اصالت دارد در حالى كه در اسلام هم حقوق و آزاديهاى فردى و حفظ حقوق اجتماعى اصالت دارند و يكى به نفع ديگرى قربانى نمىشود.
٥- اسلام و ليبراليسم هر دو آزادى را لازمه نيل به حقيقت مىدانند.
٦- در حالى كه ليبراليسم از موضع شكگرايى و خطاپذيرى انسان، آزادى نوع بشر را توجيه مىكند، اسلام هم از موضع شكگرايى و خطاپذيرى نوع بشر و هم از موضوع ايقان و اتقان آزادى انسانها را به رسميت شناخته و آن را توجيه مىكند.
٧- ليبراليسم آزادى را لازمه خلاقيت و شكوفايى نوع بشر مىداند و اسلام نيز به طور تلويحى آن را مىپذيرد يا حداقل آن را رد نمىكند.
٨- ليبراليسم به طور مطلق و اسلام به طور مشروط (مشروط به عدم حجود و عناد با دين) آزادى براى تجديد نظر در مورد آنچه در حال حاضر به نام حقيقت