مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣
بست قدرت اجتماعى و تحديد و مشروط كردن حكومت به خدمت در جهت مصالح عموم مردم و رعايت قانون.
٢- تفكيك حوزههاى دولت و جامعه و تحديد و كنترل قدرت دولتى در مقابل حقوق فرد و جامعه و تأكيد بر چندگانگى مراكز قدرت.
٣- محدود و مشخص كردن حدود دخالت دولت در زندگى خصوصى و مدنى به قيود نيرومند و قابل اجرا و تأكيد بر عدم دخالت دولت در امور خصوصى.
٤- بيان آزادانه عقايد شخصى و تضمين حقوق و آزاديهاى فردى و حق انتخاب برابر و آزاد.
٥- حمايت از عدمتمركز و پشتيبانى از آزاديهاى محلى، گروهى و خودگردانى بومى.
٦- برابر انگاشتن همه مردم در بهرهگيرى از فرصتها و امكانات موجود.
حمايت از نظام نمايندگى و پارلمانتاريسم، انتخابى شدن مناصب و تأكيد بر تفكيك قوا به عنوان يكى از ابزارهاى كنترل قوا و نظرات بر سه قوه.
٧- عدالت اجتماعى بر مبناى لحاظ شايستگى افراد.
همچنين به نظر مىرسد برخى از مشابهات مردمسالارى دينى و دموكراسىهاى غربى بدين قرار باشد:
١- مشاركت سياسى شهروندان براى اتخاذ تصميم در عرصههاى مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى و ...
٢- آزادى افكار عمومى و اتكا حكومت بر آن.
٣- ضرورت حكومت قانون و تعدد گروههاى قدرت.
٤- وجود سازوكارهاى مشخص براىابراز افكارعمومى از جمله احزاب سياسى.
٥- قوت جامعه مدنى و خودجوشى و تكثر آن
٦- محدود بودن اعمال قدرت حكومتى به رعايت حقوق و آزاديهاى فردى و گروهى.