مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٥
در مجموع، راجع به آزادى انديشه و حريمهاى آن سه نظريه وجود دارد:
١- انديشه و فكر قابل محدود شدن است و بايد در محدوده انديشه صحيح سير كند.
٢- آزادى انديشه و فكر تكويناً و مطلقاً محدود شدنى نيست.
٣- آزادى انديشه و فكر به خودى خود و تكويناً محدوديتپذير نيست اما مىتوان از طريق مقدمات انديشه و فكر آن را محدود كرد. (نبوى، ١٣٧٨)
از بين نظريههاى سهگانه فوق مكاتب اسلام و ليبراليسم هر دو به محدوديتناپذير بودن آزادى انديشه و تفكر قايلند و حتى با محدود كردن آزادى انديشه و فكر از طريق مقدمات آن مخالفند چرا كه اين محدوديت باعث گرفتار شدن حوزه تفكر در منظومههاى فكرى خاص و عدم پويايى كامل انديشه و تفكر مىشود چه بسا مقدمات نادرستى كه در يك پارادايم علمى خاص خود را به عنوان حقايق قطعى و بديهى به ذهن كنشگران فكرى تحميل نمايند.
٢- آزادى عقيده
منظور از عقيده انديشهاى است كه به باور تبديل شده است و صاحب آن به آن انديشه ايمان و اعتقاد دارد، به عبارت ديگر آن را به عنوان يك حقيقت پذيرفته است. در حالى كه انديشه يك تفكر صرف است كه هر آن ممكن است تغيير يابد و صاحب آن به امكان و احتمال تغيير در صورت ارائه انديشهاى بهتر اعتراف مىكند.
در واقع مىتوان ادعا كرد مرز ميان انديشه و عقيده در ميزان درونى شدن و پذيرش آن از طرف صاحب آن است. در مكتب ليبراليسم داشتن عقيده و تغيير آن در هر شرايطى آزاد است، عاملى آن را تحديد نمىكند و همه نظرات، انديشهها و عقايد در كنار هم و در عرض يكديگر قرار مىگيرند كه حقيقت ممكن است يكى از آنها يا تلفيقى از آنها باشد. از منظر ليبرالى آنچه باعث تمايز انسان از ساير موجودات مىشود نه تنها عقل بلكه قدرت انتخاب بشر است اين انتخاب در همه حوزهها و از جمله در حوزه اعتقادى موجبات انكشاف بهتر حقيقت و نيز تنوع بخشيدن به زندگى انسانها مىگردد به همين دليل ليبرالها از آزادى داشتن عقيده يا تغيير عقيده به