مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٢
اجتماعى و سياسى همچون ساير مكاتب و از جمله ليبراليسم، با قايل شدن به نوعى از تحديد در كليت مفهوم آزادى، دريچهاى جديد به نام آزاديهاى معنوى و اخلاقى بر روى اين مفهوم مىگشايد در حالى كه در مكاتبى چون ليبراليسم كه مبانى فلسفى و انسانشناسانه خود را بر نفع و سود استوار كردهاند، سير ارضاى تمايلات و تمينات انسانى با قيد عدم تعرض به حريم ديگران كاملًا آزاد گذاشته شده و به همين خاطر آزادى مورد نظر ايشان به آزاديهاى فكرى و سياسى و اجتماعى محدود شده است.
اسلام با ارزش بخشيدن به كف نفس و كنترل خواهشهاى نفسانى (نه نفى و انكار آن) باب جديدى در خصوص مفهوم آزادى تحت عنوان آزادى معنوى و اخلاقى بر روى انسان گشوده است. مكتب اسلام با قايل شدن به دشمن درونى در كنار دشمن بيرونى و حتى توجه و عنايت بيشتر نسبت به خطر و تهديد دشمن درونى، افقهاى روشنتر و عميقترى از مفهوم آزادى به انسان ارزانى داشته، افقهايى كه مفاهيمى چون ايثار و از خود گذشتگى در آن چارچوبها معنا پيدا مىكند و حد و حريمى براى آن در نظر گرفته نشده است.
٢- اعتبار قيودى كه در مكتب ليبراليسم بر سطوح پنجگانه آزادى انسان گذاشته مىشود عمدتاً از باب ضرورت و نه اصالت است در حالى كه در اسلام اعتبار اين قيود هم از باب ضرورت و هم از باب اصالت است به عبارت ديگر قيدهاى مورد نظر ليبراليسم در تحديد آزادى فى نفسه نامطلوب است لكن بسيارى از قيدهاى آزادى در اسلام فى نفسه مطلوب و درجهت كمال انسانى و تكامل و پيشرفت جامعه است. آيزيا برلين در خصوص نامطلوب بودن اين محدوديتها مىنويسد:
«هرگونه الزام و اجبارى از آنجا كه مانع در برابر آمال انسان ايجاد مىكند بد و نامطلوب است اگر چه همين امر نامطلوب ممكن است گاهى براى جلوگيرى از فساد بيشتر ضرورت پيدا كند». (برلين، پيشين، ص ٢٤٦)
٣- از آنجا كه در مبانى فلسفى ليبراليسم آزادى همواره داراى بار منفى و واجد معانى معطوف به رهايى از قدرت و دولت است تقييدات آزادى و حريمهاى مورد نظر با كاركردهاى دولت پيوند برقرار مىكند. به عبارت ديگر در انديشه ليبرالى دولت متولى عمده اعمال محدوديت براى آزادى است محدوديتهايى كه در چار