مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٠
آيزيا برلين در چهارمين مقاله كتاب خود با بهرهگيرى از برخى شواهد تاريخى استدلال مىكند كه نظر ميل مبنى بر اينكه آزادى شرط لازم براى نبوغ انسانى است اعتبار ندارد. وى معتقد است علم و عشق به حقيقت در جوامع برخوردار از نظم و انضباط شديد هم رشد مىكند. استدلال برلين نقد و در عين حال تكملهاى بر نظريه استوارت ميل است. او در عين حال كه قبول مىكند خلاقيت، ابتكار و علم و هنر در شرايط آزاد رشد مىكنند اما معتقد است نمىتوان رشد را فقط منوط به چنين شرايطى كرد. در مجموع مىتوان گفت در ديدگاه ليبرالى آزادى يكى از مهمترين شروط بروز خلاقيت، ابتكار و توسعه علم و هنر است هر چند ممكن است اين نتايج محصول يك جامعه شديداً منظم و باانضباط نيز باشد به عبارت ديگر از آنجا كه آزادى لازمه رشد علم، توسعه و هنر است، آزادى توجيه مىشود هر چند نمىتوان ادعا كرد علم، هنر و خلاقيتها و ابتكارها تنها در چنين فضايى رشد و نمو مىيابند.
تا آنجا كه نگارنده از خطبهها، نامهها و حكمتهاى حضرت على (ع) در نهج البلاغه جستجو كرد مطلبى دال بر رابطه بين دو مقوله آزدى و خلاقيت و علم ملاحظه نگرديد هر چند در محتوا و درون مايه مطالب و نيز شالودههاى فكرى دين اسلام و مذهب تشيع مطلبى خلاف آن نيز پيدا نشد.
در مجموع در مبحث مبانى توجيه كننده آزادى در دو مكتب ليبراليسم و اسلام مىتوان به برخى وجوه اشتراك و افتراق اشاره كرد كه به قرار زيرند:
١- اسلام و ليبراليسم با قايل شدن به وجود حقيقت ناب و مرزبندى با نسبى گرايان و نحلههاى پسامدرنى كه نافى اصل حقيقت هستند، آزادى را لازمه نيل به حقيقت مىدانند (اشتراك).
٢- اسلام و ليبراليسم هر دو ضرورت وجود آزادى در تأمل و تفكر مناسب با زمان و حتى امكان تجديد نظر در اعتقاد به آنچه به نام حقيقت كشف شده را به رسميت مىشناسند (اشتراك) اما اسلام تجديد نظرهايى كه از روى عناد و به منظور ضربه زدن به دين باشد را ممنوع و مستوجب مجازات عظيم دنيوى و اخروى دانسته است (افتراق).