مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١٤
عقل و برهان در پذيرش اصول دين مىتواند با توجه به مؤلفه تكامل پذيرى فكرى بشر، تجديد نظر بردار باشد؟ اگر اين گونه است بحث ارتداد چگونه توجيه مىشود؟
در پاسخ به سؤال اول بايد گفت منظور از جهاد ابتدايى يا جنگ تعرضى در اسلام پيكارى است در مقابله با مشركان يا كافران حربى؛ يعنى كسانى كه به هيچ يك از مذاهب اسلام، مسيحيت، يهود و زرتشتى ايمان نداشته باشند. بر اساس شريعت اسلام جنگ با چنين كسانى واجب است حتى اگر ايشان خود آغازگر جنگ نباشند.
به همين دليل به اينگونه پيكارها، جنگها يا جهادهاى ابتدايى گفته مىشود. نكته قابل ذكر در خصوص اين جنگها اين است كه اولًا جهاد ابتدايى براساس فقه سياسى شيعه تنها در دوران حضور امام معصوم صورت مىگيرد و در دوران غيبت، اينگونه جهاد متوقف است (اشراق، ١٣٦٨، صص ٢٦١- ٢٦٠). بنابراين عينيت چنين مسئلهاى در حاضر از دستور كار بحث خارج مىشود چرا كه تا ظهور حضرت امام زمان طرح چنين مسئلهاى محلى از اعراب ندارد. ثانياً حتى در زمان حيات نبى اكرم يا ساير معصومين جهاد ابتدايى مسبوق بر دعوت مشركين به اسلام و اقامه برهان و دليل براى ايشان است. براساس فقه سياسى تشيع، جنگ با كفار و بغاه جايز نيست مگر پس از دعوت به اسلام و اقامه دليلى براى ايشان. بر اين اساس تا زمانى كه كافران در مسير استدلال و تفكر حركت مىنمايند تعرضى به ايشان صورت نمىگيرد و حتى در صورت عدم اقناع، امنيت ايشان سلب نخواهد گردد. خداوند حكيم در آيه ٦ سوره توبه مىفرمايند: «و ان احد من المشركين استجارك فاجره حتى يسمع كلاماللَّه ثم ابلغه ما منه ذلك بانهم قوم لا يعلمون»؛ «و هر گاه يكى از مشركين به تو پناه آورد كه از دين آگاه شودبه او پناه ده تا كلام خدا را بشنود و پس از شنيدن سخن خدا او را بىهيچ خوف به مأمن و منزلش برسان؛ زيرا كه اين مشركان مردم نادانند».
همانگونه كه از اين آيه نيز مستفاد مىشود مرز نادانى با غرض ورزى متفاوت است به عبارت ديگر دعوت به اسلام و مباحثه و جدال احسن مسلمانان تا زمانى كه عدم پذيرش كافران به حيطه غرض ورزى وارد نشده جهاد ابتدايى را توجيه نمىكند.
همچنين براساس روايات اسلامى در امر دعوت به اسلام نكات مهمى يادآور شده كه دستيابى به حقيقت را آسانتر و راههاى ورود به جنگ ابتدايى را مسدودتر كند: