مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٤
همچنين متفكران ليبرال از حديث نوع نگرش به جهان هستى و شيوه نيل به حقيقت به دو دسته عقلگرا و حسگرا تقسيم مىشوند. عقلگرايان بر اين عقيدهاند كه قوه عقل خاص انسان است و همه انسانها به يك اندازه از قوه عقل و انديشيدن براى خود برخوردارند. از اين منظر كشف حقيقت از طريق فعاليت ذهنى، استدلال و منطق صورت مىگيرد. در عوض تجربهگرايان نسبت به هر گونه فعاليت فكرى كه پيوند تنگاتنگى با مطالعه و مشاهده واقعيات عينى ندارد مشكوكند. در بىاعتمادى اين نحله به منطق و استدلال حتى رگههايى از ضديت با فعاليتهاى ذهنى نيز به چشم مىخورد. بيكن به عنوان يكى از طرفداران نحله تجربهگرايى به ديدگاه سنتى خطاپذيرى حواس اندگى معترف است لكن حواس را به مثابه تنها منشأ معرفت بشر در باب جهان طبيعى و قابل اطمينانتر از ذهن فوقالعاده فعال و مبتكر در نظر مىگيرد. دكارت، اسپينوزا و لايب نيتس طرفدار عقلگرايى و بيكن، لاك و هيوم مدافع تجربهگرايى هستند. (آربلاستر، ١٣٦٧، ص ١٩٨)
اهميتىكه ليبرالها به انسان در شناخت حقيقت مىدهند ريشهدر نگرشمثبت آنان نسبت به بشر دارد. ليبرالها عموماً ضمن آنكه منكر رفتار شرورانه انسان نمىباشند، بشر را نيك نهاد و نيك بنياد مىدانند و معتقدند شرارت انسانها (كه اصل حاكم بر رفتار آنها نيست) توسط عقل مهار و كنترل مىشود. آنها معتقدند فردى كه متكى به عقل و انديشه باشد مىداند كه داشتن روابط شرورانه با ديگرى در كنار سودهاى اندك مضار زيادى خواهد داشت به همين دليل رفتار خود را كنترل خواهد كرد.
ليبراليسم با ابتنا و اتكا بر اومانيسم و محوريت بخشيدن به عقل بشر آزادى را براى انسان به ارمغان مىآورد چرا كه فرد تنها در يك موقعيت برخوردار از آزادى است كه مىتواند به حكم خرد آن گونه كه مىخواهد و تشخيص مىدهد زندگى كند. از نظر ليبرالها آزادى حقى است براى همه انسانها چون براى تحقق ايدههاى خود و عمل بر مبناى عقل خويش بايد برخوردار از آزادى باشند. بر همين اساس خردمندى و آزادى دو جزء جدايىناپذير و به هم پيوسته در مكتب ليبراليسم مىباشند. براساس آموزههاى اين مكتب، سلب آزادى از فرد به معناى نفى خردمندى او و نفى توان خردورزى انسان به منزله نفى آزادى اوست. طبق اصول