مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٣
جاى كليسا فرد بايد خود ارزشهاى مورد نظر خويش را برگزيند و خود بايد شالوده اصلى اخلاقيات خويش را پىافكند. ليبراليسم عناصر عقل و اميالانسانى را عوامل محرك فعاليت انسانها قلمداد مىكند. گروهى از متفكران ليبرال با اولويت بخشيدن به اميال معتقدند ماهيت انسان و افعال او ناشى از انرژى طبيعى تمنيات و اميال به وسيله قوهقاطعخرد هدايت مىشود كه به درجات مختلف جزء داراييهاى اينجهانى محسوب مىشود. از اين منظر تمنيات و اميالى كه به فرد جان مىبخشند به حدى نيرومندند كه فرد را وادار به ارضاى خود مىكنند و باعث مىشوند انسان موجودى فعال و جنبنده باشد نه منفعل و ايستا. عمل و رفتار فرد به طور طبيعى ملهم از احساسات و اميال و تمنياتى است كه از بنياد خودخواهانهاند زيرا فرد طبعاً به دنبال خوشبختى، كسب لذت و ارضاى تمنيات خويش است و منشأ پويايى عمل در انسان در همين جا نهفته است. از نظر ليبرالها اميال هر كسى به اندازه اميال ديگران مشروع است اما بايد آنچنان قواعد و قوانينى طراحى كرد كه مردم را از دنبال كردن ارضاى تمنيات خويش به قيمت سركوب اميال ديگران باز دارد و در صورت ارتكاب چنين عملى آنها را تنبيه كند. ليبرالها معتقدند اين قواعد و مقررات ضرورتهاى زندگى مدنى به شمار مىروند و از اصل تساوى حقوق افراد نشئت مىگيرند و به معناى انتقاد از اميال نيست. از نظر طرفداران اين نحله اميال ظاهرى مردم همان اميال واقعى آنهاست و بايد مورد احترام قرار گيرد. اينكه مردم مىدانند چه مىخواهند و به چيز دلبستگى دارند يكى از اصول پذيرفته شده ليبراليسم است و هر نظرى غير از اين غيردمكراتيك تلقى مىشود هابز و بنتهام از سرآمدان اين نحله فكرى ليبرالى هستند.
ليبرالهاى نحله دوم اين عقيده كه شهوات انرژى زندگى انسانى است و عقل تنها در خدمت اين شهوات و نوعى محاسبه است را قبول ندارند و معتقدند هم زندگى فردى و هم زندگى اجتماع را مىتوان بر بنياد آرمانى استوار كرد، از اين منظر عقل بشر مؤثرترين وسيله براى نيل به خوشبختى است. مدافعان اين ديدگاه بر اين عقيدهاند كه عقل صرفاً چراغ راهنماى ارضاى تمنيات انسان نيست بلكه انسان عاقل كسى است كه به وسيله عقل خود را قيد جباريت ميل و خواهش برهاند و مطابق اصول كلى زندگى كند. كانت و اسپينوزا از جمله انديشمندان اين نحله هستند.