مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٨
لحاظ تاريخى علاقه و اراده جدى از سوى مردم و نخبگان جامعه براى نيل به يك نظام دموكراتيك وجود دارد، داشتن نگاه دينى و مذهبى به مقوله آزادى واجد اهميت زيادى مىباشد. به ويژه با پيروزى انقلاب اسلامى كه با ارائه رويكردى دينى به مفاهيم مدرن طرحى نو تحت عنوان مردمسالارى دينى يا جمهورى اسلامى در عرصه جهانى در انداخت، پرداختن به اين موضوع اهميت بيشترى يافته است.
در مجموع مىتوان گفت: از دو جهت پرداختن به مسئله نسبتسنجى و تطبيق مفهوم آزادى در نظريه ليبرال دموكراسى و نظريه مردمسالارى دينى ضرورت دارد:
اول آنكه وجود برخى شباهتها و تفاوتها بين دو نظريه ممكن است انسان را دچار اين خطا كند كه از منظر اسلامى- شيعى نظريه ليبرال دموكراسى در مورد آزادى طابق النعل بالنعل پذيرفته شده است يا بالعكس، اساساً انديشه دينى با اصل آزادى در تضاد است.
دوم آنكه اگر بخواهيم از منظر راهبردى به مسئله نگاه كنيم بايد بگوييم زمانى موفق به تحقق آزادى به عنوان يك آرمان در جامعه خواهيم شد كه اين مفهوم با فرهنگ دينى و بومى مردم انطباق داده شود.
سؤالى كه اين مقاله درصدد پاسخگويى به آن است عبارت است از اينكه بين مفهوم آزادى در دو مكتب ليبراليسم به عنوان مبناى فكرى نظامهاى ليبرال دموكراسى و اسلام به عنوان مبناى فكرى نظام مردمسالارى دينى چه نسبتى برقرار است؟ فرضيهاى كه در پاسخ به اين سؤال مطرح مىشود عبارت است از اينكه بين مفهوم آزادى در مكتب ليبراليسم به عنوان مبناى فكرى نظامهاى ليبرال دموكراسى و مكتب اسلام به عنوان مبناى فكرى نظام مردمسالار دينى از نظر نوع نگاه به هستى و جهان (آنتولوژى و آنتروپولوژى) تمايزات اساسى وجود دارد؛ لكن از نظر توجيهكننده آزادى (نيل به حقيقت، شكگرايى و خطاپذيرى انسان و تكامل و خلاقيت) و نيز قيود آزاديهاى پنجگانه (آزادى انديشه، عقيده، بيان، اجتماعى و سياسى) در برخى ابعاد وجوه تشابه و در برخى ابعاد وجوه تمايز بين دو مكتب به چشم مىخورد.