مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٣
اعلام مىكند: «ان افضل قرّة عين الولاة استقامة العدل فى البلاد و ظهور مودة الرعية فانه لا تظهر مودتهم الابسلامة صدورهم ولا تصحّ نصيحتهم الا بحيتطهم على ولاة امورهم و قلّة استثقال دولهم»؛ برترين روشنايى چشم حاكمان دو چيز است يكى استوارى دادگرى در كشور و دوم بروز محبت رعيّت نسبت بحكومت و دوستى مردم نسبت به كارگزاران حاصل نمىشود مگر در صورتيكه سينه آنها از بغض نسبت به متوليان حكومت سالم و پاكيزه باشد و خيرانديشى مردم براى حكومت در صورتى حاصل است كه آنها بر مديران جامعه احاطه داشته باشند و تشكيلات حكومتى بر گرده مردم سنگينى نكند.
پنجمين مشكل اجتماعى در اين زمينه اين است كه هيبت حاكم در چشم مردم بصورتى جا بگيرد كه حال تملق و چاپلوسى را براى مردم به وجود آورد و جريان چاپلوسى غير از اينكه مردم را ذليل مىكند بزرگترين ضررش ديكتاتورپرورى است .. حاكمى كه در برابر همه ناروايىهاى او افراد متملق چاپلوسى كنند كم كم وضع او بر خودش مشتبه مىشود و چنين مىپندارد كه هر چه مىكند صحيح است و هر چه نظر بدهد كاملًا ثابت است و روح استبداد در وى به وجود مىآيد تا جايى كه هيچ مصلحت انديشى و خيرخواهى از امت مورد توجه او قرار نمىگيرد و لذا مولا اميرالمؤمنين (ع) به مردم مىفرمودند: «فلا تكلّمونى بما تكلّم به الجبابره ولا تتحفّطوا منى بما يتحفّظ عند اهل البادرة ولا تخالطونى بالمصانعة ولا تظنوابى استثقالا فى حق قيل لى ولا التماس اعظام لنفسى فانه من استثقل الحق ان يقال له اوالعدل ان يعرض عليه كان العمل بهما اثقل عليه فلا تكفوا عن مفالة بحق او مشورة بعدل» (خطبه ٢١٤)؛ با من آنچنان كه با جباران و ستمگران سخن مىگويند سخن نگوييد، القاب پر طنطنه برايم به كار نبريد آنجا ملاحظه كاريها و موافقتهاى مصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مىدارند در برابر من اظهار مداريد با من به سبك سازشكارى معاشرت نكنيد.
گمان مبريد كه اگر بحق سخنى بمن گفته شود بر من سنگين آيد يا از كسى بخواهم مرا تجليل و تعظيم كند كه هر كس شنيدن حقى يا عرضه شدن عدالت بر او ناخوش و سنگين آيد عمل به حق و عدالت بر او سنگينتر است پس از سخن حق يا نظر عادلانه خوددارى نكنيد.