مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٢
اجتماعى و فضاسازى اطراف شخص كارگذار و نظام موجب شود كه شخص حاكم در يك حلقه خاص از اطرافيان خود محاصره شود و جريان مديريت جامعه در جهت منافع خواص واقع شود. لذا مولا اميرالمؤمنين (ع) در مقام رفع اين مشكل در عهدنامه مالك اشتر مىفرمايد: «انصفاللَّه و انصف الناس من نفسك و من خاصة اهلك و من لك فيه هوى من رعيتك فانك الا تفعل تظلم و من ظلم عباداللَّه كاناللَّه خصمه دون عباده»؛ آنجا كه منافع مردم با منافع تو يا منافع بستگانت يا منافع اطرافيانت تعارض پيدا كند انصاف را در نظر بگير كه اگر چنين نكنى ستم كردى و هر كس به بندگان خدا ظلم كند غير از بندگان حق خود خدا خصم وى خواهد بود.
سومين مشكل در اينجا اين است كه هر جامعهاى از نظر منافع و خواستهها به يك اقليت مرفه و ثروتمند و يك اكثريت متوسط و آسيبپذير تقسيم مىشود. و غالباً منافع و خواستههاى اين دو دسته با هم در تعارضاند و همواره اقليت متمكن و مرفه سعى دارد اطراف حكومت را محاصره كند. به طورى كه تأمين منافع و خواستههاى وى محور برنامهريزيها و مديريت جريان حاكم قرار گيرد و اينجاست كه اكثريت جامعه تدريجاً در برابر جريان حاكم موضعگيرى مىكنند حكومت و مردم در دو قطب مخالف قرار مىگيرند. مولا اميرالمؤمنين (ع) براى حل اين مشكل به مالك اشتر دستور مىدهد: «وان عمادالدين و جماع المسلمين والعدة للاعداء العامة من الامه فليكن صفوك لهم و ميلك معهم»؛ منحصراً حقيقت همين است كه استوارى دين و محور وحدت مسلمين و جريان اجتماعى بپاخاسته در برابر دشمنان جريان اكثريت و عامّه امت است پس همواره گوش فرا دار خواسته آنها باش و توجه تو به آنها باشد. و در فراز ديگرى در همين بخشنامه مىفرمايد: «فان سخط العامة يحجف برضى الخاصه وان سخط الخاصة يغتفر مع رضى العامة»؛ خوشآيند اقليت خاص خشم عمومى مرا تهييج مىكند در حالى كه در بحبوحه خوشآيند عموم مردم خشم اقليت خاص پوشيده مىشود.
چهارمين مشكل در سر راه رابطه مردم و حكومت تشريفات تشكيلاتى حكومت و جريان بوروكراسى ادارى كشور است كه بزرگترين سد راه ارتباط مردم با حكومت و تأمين خواستههاى آنهاست. لذا مولا اميرالمؤمنين (ع) به مالك اشتر