مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩
خوشبينانه پايان تاريخ) است كه در كتاب جديد خود به نام اعتماد، به تشريح ضرورت وجود اعتماد در ليبرال دموكراسى غربى پرداخته است. در واقع فوكوياما در صدد احياى ارزشى است كه سالها پيش از جامعه غربى رخت بر بسته است.
آنچه اهميت دارد اين است كه فوكوياما كتاب" بحران اعتماد" را پس از ارائه نظريه و كتاب" پايان تاريخ و واپسين انسان" مىنگارد. نظريه پايان تار يخ،" ليبرال دموكراسى" را شكل نهايى و حكومت پيروز در جوامع بشرى و نقطه پايان تكامل ايدئولوژيك بشر و پايان تاريخ مىداند! اما در كتاب" اعتماد" نگاه نويسنده نگاهى است درونگرايانه و همراه با آسيبشناسى و هشدار. ارزيابيهاى فوكوياما از جوامع غربى، بىترديد براى جهان سوم كه به نسخهبردارى كوركورانه از الگوهاى غربى در شتابند، حائز اهميتاست. وى ضمن تأكيد بر مبانى فرهنگى، بر ضرورت ارتقاى روح كار جمعى، وجدان كارى، سطح اعتماد و روحيه مردمآميزى خودجوش در جوامع ليبرال دموكراسى (به ويژه آمريكا) پاى فشرده و اين موارد را رمز موفقيتهاى پايدار در جوامع بحران زده مزبور دانسته است. (براى اطلاع بيشتر ر. ك به: اميرى، ١٣٧٤، ص ١٣)
ارائه رويكرد تطبيقى به مردمسالارى دينى
پژوهش حاضر تا حدود معتنابهى ضعفها و تعارضهاى نظرى و عملى دموكراسى را عيان ساخت؛[١] گرچه به هيچ وجه نيز منكر پارهاى از شايستگىهاى آن نيست طرفداران دموكراسى نيز معترف به اين معايب هستند ولى ادعا مىكنند كه اگر چه دموكراسىهاى غربى با تئورى دموكراسى محض فاصله زيادى دارند؛ دست كم به اهدافى كه تودههاى مردم در طول تاريخ مد نظر داشتهاند و به جامعهاى كه انسانها
[١] - از ناشايستگىهاى دموكراسى نيز چنين ياد شده است: حكمرانى جهالت، مطلوبيت، ثروت، نبودحركت اكثريت، ترديد درباره اصل نمايندگى، سوء استفاده از اصل برابرى، آموزش مدنى نادرست دموكراسى، جلوگيرى از پيشرفت علمى و هنرى و ادبى مردم، ترديد در ارزش اخلاقى دموكراسى، مخالفت با فرديت و آزادى، برترى منافع محلى بر منافع ملى، هزينه زياد حكومت، حكمرانى عوام، بىثباتى حكومت، تشويق مبارزه طبقاتى، سياست حزبى شر گونه دموكراسى، پيچيده شدن تصميمگيرى سياسى.( ر. ك. به: عالم، ١٣٧٣، صص ٣١١- ٣٠٤ با تلخيص)