مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٧
نه در مورد ديگر. بنابراين به طور فطرى اگر انسان بخواهد سلطه و حاكميت شخصى را به طور مطلق بپذيرد يا بر آن شخص در همه مسائل مختلف مربوط به تأمين مصلحت اشخاص در ابعاد گوناگون زندگى آنها صاحب امتياز باشد. و چنين شخصى همان معصوم عليهالسلام است و لذا در يك جامعه طبيعى اگر هيچگونه عمليات روانى و شگرد سياسى رخ ندهد و مردم به طبيعت خود باشند قطعاً چنين فردى را به عنوان رهبر انتخاب خواهند كرد.
و لذا چون اسلام دين فطرى است رهبرى را در امام معصوم (ع) به صورت قطعى مشخص كرد و پذيرش رهبرى وى را بر امّت واجب كرده است كه به طور طبيعى اين رهبر منتخب فطرت سالم مردم است.
و چنين رهبرى مردمىترين رهبر خواهد بود تا جايى كه اخيراً در انديشه سياسى يكى از راههاى ارتباط قطعى مردم با حكومت وجود چنين رهبرى پيشبينى شده است.
ژان بلاندل مىگويد: «براى اين كه بتوان از اين مشكلات رهايى و به ملّى كردن زندگى سياسى دست يافت، قرنها است كه راه حل عمده تكيه بر ظهور يك رهبر مردمى بوده است در واقع براى مردم آسانتر است كه از يك فرد حمايت كنند تا آنكه به طرفدارى از يك دسته ارزشهاى انتزاعى برخيزند حداقل براى مردم آسانتر آن است كه به حمايت از ارزشهايى برخيزند كه در قالب يك شخص يا يك رهبر تجلّى يافته باشد». (حكومت مقايسهاى، ص ٤٨٨)
جريان اين انتخاب فطرى و طبيعى براى اينكه چهره عينى در جامعه پيدا كند لذا مسئله بيعت در اسلام به عنوان يك اصل سياسى مطرح شده است.
هر چند كه بيعت با امام معصوم (ع) انتخاب نيست يك پذيرش دسته جمعى است ولى مراسم بيعت مظهر يك انتخاب فطرى مىباشد، معناى آن اين است كه افراد يك جامعه و امت اذعان و اعتراف مىكنند كه بر مبناى باور مكتبى خود فطرت و طبيعت انسانى آنها عنصر تعيين شده از طرف خدا را براى رهبرى انتخاب كرده است.