مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٠
اما چالشى كه اين گروهها در سياست ايجاد مىكند:
اوّل: ذرّهاى شدن جامعه و تضعيف وحدت و يكپارچگى و همدلى مردم است.
ژان بلاندل مىگويد: «اما اين امر باعث ذرّهاى شدن جامعه نيز خواهد شد نتيجهگيرى فرعى اين خواهد بود كه با طرح تقاضاهاى بسيار زياد كاركرد نظام سياسى با مشكلاتى روبهرو مىشود».
دوم: روبهرو شدن حكومت با مشكلات سياسى و تضاد تقاضاها
سوم: پيشرفت به طرف جامعه حكومتناپذير، بلاندل مىگويد: روند بلند مدت ممكن است بدليل ضعف مركز و حملات زيادى كه حاشيه اعمال مىكند به سمت جامعهاى حكومتناپذير باشد. (همان، ص ٤٨٥)
چهارم: گروههاى تخصصى ابزارى براى نفوذ بيگانگان با جريانهاى اپورتونيست با توجه به آنچه تا كنون بحث شد اين نتيجه حاصل شد كه مسئله رابطه مستقيم مردم با حكومت به صورت از پايين به بالا همچنان يك مشكل لاينحل سياسى حتى در جوامع باصطلاح پيشرفته غربى باقى مانده است. و اينجا است كه ما بايد چهره بر ساحت مقدس وحى بساييم و ببينيم اسلام به عنوان يك مكتب انسان ساز كه عموم مسائل حوزه زندگى فردى و اجتماعى بشر را حل كرده و مدعى تأمين خوشبختىهاى انسان در همه ابعاد زندگى اوست. در مسئله رابطه مردم با حكومت و نقش مردم در حكومت چه برنامهاى را ارائه مىدهد. اصولًا در مقام هر نوع بحث سياسى از ديدگاه اسلام ابتدائاً بايد ساختار اجتماعى جامعه اسلامى را مورد توجه قرار بدهيم و سپس آن برنامه را در بستر جامعه دينى از ديدگاه اسلام بحث كنيم.
انديشه سياسى اسلام در همه مسائل مربوط به زندگى اجتماعى بشر در راستاى ارائه برنامهاى براى مديريت زندگى جمعى انسانها در ظرف جامعه دينى است كه فرهنگ قرآن آن را امت نامگذارى كرده است و ما ماهيت ساختارى جامعه اسلامى را با توجه به فلسفه اين تسميه و نامگذارى مىتوانيم تبيين كنيم.
امّت از ماده «امَّ» است و امّ در لغت بمعنى «قَصَدَ» مىباشد. (المنجد، ذيل واژه امّ)
پس امت، يعنى جامعه قاصد در يك جامعه قاصد دو عنصر موجود است يكى