مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٧٤
اضطرابات مردمى در نظام دموكراسى
در نظامهاى دموكراسى، موضوع رابطه مردم و حكومت حسّاسيت زيادى دارد؛ زيرا علىرغم اينكه در اين نظامها فرض بر اين است كه مردم زمام سرنوشت خود را بهدست دارند و هر كس را بخواهند در رأس حكومتاجتماعى خود مىگمارند ولى اين سخن تا زمانى است كه شخص با دست اكثريت مردم در رأس قدرت قرار نگرفته است ولى آن هنگاميكه بهوسيله خود مردم شخص قدرت و اختيار مردم را در دست گرفت. در مردم تحت حكومت دو نوع دغدغه و اضطراب به وجود مىآيد.
١- دغدغه اقليتى كه با روى كار آمدن اين شخص يا جريان مخالف بوده و آن هنگام كه سرنوشتاجتماعى خود را در دست فردى مشاهدهمىكند كهبه هيچوجه او را از نظر اخلاقى و مديريت براى ادارهجامعه صالح نمىداند، در هر لحظه در دغدغه نابكاريها و جنايات و كجرويهاى جريان حاكم به سر مىبرد و در اين اضطراب است كه مردم و سرنوشت آنها از ديدگاه جريانحاكم چه وضعى خواهند داشت.
اين مطلب شايع است كه مىگويند روزى جان اف كندى در آن زمان يك جوان كم و سن و سالى بود به چرچيل به عنوان يك فرد با نبوغ امريكايى معرفى شد.
چرچيل از او به صورت امتحان سؤال كرد: از نظر تو عادلانهترين حكومتها چه نوع حكومتى است؟ كندى پاسخ داد: معلوم است عادلانهترين حكومتها حكومت دموكراسى است. چرچيل خنديد و گفت اتفاقاً حكومت دموكراسى از حكومتهاى ظالمانه است. زيرا در اين نظام اگر ٥٠% مردم باضافه يك نفر به شخصى رأى بدهند او حاكم مىشود و بر سرنوشت همه مردم مسلّط مىگردد در حاليكه نيمى از آن مردم منهاى يك نفر به حكومت او رضايت ندارند.
٢- دغدغه اكثريتى كه به حاكميت اين جريان رأى دادهاند آنها مضطربند. اين جريان هنگامىكه بر قدرت كشور مسلّط شد چه مقدار بر سر پيمان و عهد خود باقى است؟ در برنامه و سياستگذاريها تا چه اندازه مصالح مردم و سرنوشت آحاد جامعه را منظور مىكند؟ در هر حال اين دغدغه منشأ اين مسئله است كه اولىترين مسئله در سياست و حكومت تصوير مردم در جريان مديريت جامعه است.