مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٧
تحميل كرد." به اين ترتيب تعاريف حداقلگراى از دموكراسى، رايجترين و شايعترين تعاريف از اين واژه است.
٢- اگر چه در خصوص دين در مفهوم عينى و گاه انتزاعى آن نيز دو دسته تعاريف حداقلگرا و حداكثرگرا وجود دارد، ولى دين اسلام با توجه به ماهيت، هويت، سرگذشت، تجربه تاريخى و محتوى خود دينى است كه بيشتر با تعاريف حداكثرگرا از دين تطبيق دارد تا با تعاريف حداقلگرا، درست برعكس دين مسيحيت كه با تعاريف حداقلگرا سازگارتر است. در نتيجه حداكثرگرا بودن مفهوم دين در اسلام، اين دين يك دين و آيين صرفاً فردى نيست، بلكه دينى است آشكارا و به شدت اجتماعى و سياسى.
٣- در دين اسلام از بنيان و جوهر سياسى، مردمسالارى دينى نظريهاى است كه معرف و مبلغ نوع مردمسالار (دموكراتيك) از حكومت درچارچوب دين اسلام مىباشد. مردمسالارى دينى الگويى از نظام سياسى را ارائه مىكند كه بيشتر مطابق با تعاريف حداقلگرا از دموكراسى (مردمسالارى) و تعاريف حداكثرگرا از دين مىباشد. در اين حالت و مدل هيچ تعارضى بين دين و دموكراسى مشاهده نمىشود و دين شالوده و محتوى حكومتى را تشكيل مىدهد كه در آن مردم نقش اصلى را بازى مىكنند و در كنار دين از محورهاى اصلى و تعيينكننده حكومت و خصوصاً حاكمان مىباشند.
٤- از مردمسالارى دينى به عنوان يك مدل نظام سياسى نمىتوان انتظار داشت كه بهآموزهها، تعاريف و اصول ليبراليسم در مردمسالارى خود پايبند بوده و عمل كند. همچنين نمىتوان و نبايد انتظار داشت كه نوع آرمانى دموكراسى كه تاكنون هيچ گاه و هيچ جا نتوانسته است جامعه عمل به خود بپوشد، توسط مردمسالارى دينى تحقق يابد، چرا كه اين تكليف به محال خواهد بود. نظام مردمسالار دينى همچون همه دموكراسىهاى ديگر تابع ضوابط و محدوديتهاى دموكراسى نمايندگى خواهد بود. هرچند شرايط خاصى را خصوصاً در زمينه انتخابشوندگان قبل و بعد از انتخاب شدن مطرح مىسازد. صالح بودن انتخابشوندگان شرط قبل از انتخاب آنان و تصويب قوانين و عمل در چارچوب شرع اسلام از شرايط بعد از انتخاب شدن آنها