مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٥
تصويب نمىكند. چرا؟ به اين دليل كه اين مسئله جاى و جايگاهى در فرهنگ و فرهنگ عمومى آمريكائيان ندارد. يا بسيار بعيد است كه عربستان سعودى روز عيد كريسمس را در اين كشور تعطيل عمومى اعلام كند زيرا همه قانونگذاران به طور طبيعى محدود و محصور در فرهنگ جوامع خود هستند. و بخش اعظم فرهنگ در همه جوامع برخاسته از دين آن جوامع است. مثلًا با حذف اسلام از فرهنگ جوامع مسلمان معلوم نيست چيزى به نام فرهنگ باقى بماند. در اين جوامع فرهنگ و فرهنگ عمومى به شدت با دين اسلام و اصول و تعاليم و باورها و آيين و مراسم و ...
آن در آميخته و ممزوج شده است.
در نتيجه در دموكراسى صالحان يا مردمسالاريهاى دينى- اسلامى انتخابشوندگان مقيّد و ملزم به تصويب قوانينى هستند كه مغايرت با شرع اسلام نداشته باشد و اين مهم، همانگونه كه توضيح داده شد، علاوه به يك قيد دينى، عقيدتى و نظرى، يك قيد جامعهشناسانه، مردمشناسانه و روانشناسانه نيز هست كه در كليه دموكراسيها عملًا رعايت مىشود. مثلًا در فرانسه، انتخاب شوندگان به نام انقلاب فرانسه و اصول لائيسيته ملزم به حفظ قالبهاى غيردينى يا عدم دخالت دادن دين در تصويب قوانين و كليه امورات و شئون عمومى زندگى فرانسويان هستند. عين همين مسئله از نقطه مقابل در دموكراسى صالحان يا مردمسالارى دينى صادق است.
مثلًا در مردمسالارى دينى ايران نيز به نام انقلاب اسلامى و به نام دين (اسلام)، انتخاب شوندگان ملزم به عمل در چارچوبهاى دينى هستند. آنان نمىتوانند دستورات و اوامر و نواهى دين در امور عمومى زندگى انسان مسلمان را در تصويب قوانين ناديده بگيرند.
ه) نتيجهگيرى
از آنچه گذشت مىتوان چنين نتيجه گرفت كه:
١- به قول آستين رنى «نه علم و نه منطق نمىتوانند ثابت كنند كه مفهوم خاصى از دموكراسى (از جمله مفهومى كه در اينجا ارائه مىشود) تنها مفهوم درست است،