مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٠
رسيدن به اين هدف والا و تحقق آن «جز در گرو مشاركت فعال و گسترده تمامى عناصر اجتماع در روند تحول جامعه نمىتواند باشد». آنچه «زمينه چنين مشاركتى را در تمام مراحل تصميمگيريهاى سياسى و سرنوشتساز براى همه افراد اجتماع فراهم مىسازد، تا در مسير تكامل انسان هر فردى خود دستاندركار و مسئول رشد و ارتقا و رهبرى گردد»، قانون اساسى است. قانونى كه «تضمينگر نفى هرگونه استبداد فكرى و اجتماعى و انحصار اقتصادى مىباشد و در خط گسستن از سيستم استبدادى و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش مىكند».
در نظام مردمسالارى دينى اولًا: «صالحان عهدهدار حكومت و اداره حكومت مملكت مىگردند». چون قرآن آن را آينده نيكوى بشر پيشبينى كرده است:" ان الارض يرثها عبادى الصالحون"، ثانياً: قانونگذارى كه مبيّن ضابطههاى مديريت اجتماعى است بر مدار قرآن و سنت، جريان مىيابد «و براى اينكه اين مهم به خوبى صورت پذيرد» نظارت دقيق و جدى از ناحيه اسلامشناسان عادل و پرهيزكار و متعهد (فقهاى عادل)» (مقدمه ق. ا. ج. ا. ا- شيوه حكومت در اسلام) ضرورت يافته، لازم مىگردد.
به اين ترتيب مردمسالارى دينى نوعى نظام سياسى است كه در نقطه مقابل هر نوع نظام استبدادى قرار مىگيرد، تضمين گر سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان است و متعهد به زمينه سازى مشاركت فعال و گسترده مردم در تمام مراحل تصميمگيريهاى سياسى و سرنوشت ساز جامعه خويش مىباشد. انتخابات و انتخاب مردم تعيين كننده نهايى فرد يا افرادى است كه بايستى قدرت بدانان سپرده شود.
چگونگى يا قيود كلان اين مشاركت سياسى در سرنوشت خويش يا به عبارت ديگر اين مردمسالارى در حكومت اسلامى را چند آيه قرآنى مرتبط با امر حكومت آشكارا بيان مىدارد. آياتى كه از كنار هم قرار گرفتن آنها چارچوب و محتوى نظام مردمسالارى دينى- اسلامى و نيز چگونگى تحقق اين نوع از نظام سياسى پديدار مىگردد.
در آيه ١٢٨ سوره اعراف مىفرمايد: «قال موسى لقومه استعينوا باللَّه و اصبروا ان