مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٣
با توجه به تعاريف حداقلگرايانه و حداكثرگرايانه دموكراسى از يك طرف و تعاريف حداقلگرايانه و حداكثرگرايانه از دين از جانب ديگر، براى مردمسالارى دينى چهار جايگاه به لحاظ نظرى قابل تصور است:
١- مردمسالارى دينى در تعريفى حداقلگرايانه هر دو مقوله از دين و مردمسالارى (دموكراسى)
٢- مردمسالارى دينى در تعريفى حداكثرگرايانه هر دو مفهوم از دين و مردمسالارى (دموكراسى)
٣- مردمسالارى دينى در تعريفى حداكثرگرايانه از دموكراسى و تعريفى حداقلگرايانه از دين.
٤- مردمسالارى دينى در تعريفى حداقلگرايانه از دموكراسى و تعريفى حداكثرگرايانه از دين.
در تركيبى كه در آن تعريفى حداقلگرايانه از دين و نيز تعريفى حداقلگرايانه از مردمسالارى مورد نظر باشند، مردمسالارى دينى وجهى نخواهد داشت. زيرا، در تعريف حداقلگرايانه از دين اساساً ساحتى عمومى و اجتماعى براى دين لحاظ نمىشود تا بتوان در قالب آن انتظارى سياسى از دين داشت و نظريهاى در باب حكومت را در درون آن باز تعريف كرده و سامان داد. البته اين تعريف حداقل گرايانه از دين مىتواند با رويكردى دينى يا از نقطه عزيمت دينى ارائه شود يا با رويكرد و نقطه عزيمتى مردمگرايانه يا دموكراتيك صورت پذيرد. در هر حال نتيجه عملى آن قائل شدن به پديده معروف سكولاريسم خواهد بود كه در آن شأنى براى دين در امور عمومى قابل تصور نيست: خواه با رويكردى درون دينى و اسلام محور يا با نگرشى برون دينى و مردمسالارانه. در هر حال با اين رويكرد اين دو قابل جمع نخواهند بود.
در تركيبى كه در آن تعريفى حداكثرگرايانه از دين و نيز تعريفى حداكثرگرايانه از دموكراسى مطرح است، باز هم مردمسالارى دينى قابل تحقق نخواهد بود. زيرا درتعريف حداكثرگرايانه از دموكراسى در واقع آنچه مبناى عمل و بنياد نظر است،