مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢١
آنكه مكتبهاى فوق به وجود بيايند، مترقىترين نظامها را براى جوامع بشرى تدوين كرده است، اسلامى كه در قرآنش مىفرمايد: «در ميان شما مردمى را قرار داديم تا ديگران را به سوى خير فرا بخوانند و از كارهاى شر بازدارند. و به سوى كارهايى كه شما را به سعادت رهنمون گردد، هدايت كنند». (همان، ص ١١٥)
در اينجا رابطه اسلام به مثابه يك دين با سياست آنقدر بديهى است كه حتى مخالفين چنين رابطهاى بين دين و سياست نيز بدان اذعان كرده و در بحث مستقلى با عنوان «اسلام و سياست» از چرايى و چگونگى آن سخن راندهاند٨٣١ -٩٣١) (Hermet ,٤٩٩١ :. حميد عنايت نيز در همين زمينه از طرق مختلف استدلال كرده است كه چگونه براى هميشه «در دل و درون مسلمانان گرايش خاص نسبت به سياست نهفته است كه مستقيماً از روح تعاليم اسلام نشئت مىگيرد» (عنايت، ١٣٧٢، ص ١٧). او در استدلال اين پيوند بين دين و سياست در فرهنگ اسلامى نخست به اين نكته مىپردازد كه" اگر جان و جوهر سياست همانا هنر زيستن و كار كردن با ديگران است، در اين صورت از هر پنج ركن اسلام (نماز، روزه، زكات، حج و شهادتين- شهادت به وحدانيت خدا و نبوت محمد (ص)-) چهار ركن مناسب با اعتلاى روحيه همكارى و انسجام گروهى در ميان پيروان آن است." در استدلالى ديگر او چنين ادامه مىدهد كه «اگر طبق نظرگاه ديگر، جان و جوهر سياست همانا تلاش در پى كسب قدرت باشد، باز هم به سختى مىتوان جهانبينى سياسىترى از اسلام پيدا كرد.
اسلام كه همواره طبيعت انسانى را بر وفق نيازهاى جسمى و روحيش مىشناسد، هرگز به صرف شرح و بيان آرمانهايش راضى نيست، بلكه مدام درصدد وسايلى براى جامه عمل پوشاندن به آنهاست و قدرت يك وسيله اساسى براى نيل به اين هدف است. قرآن از مؤمنان مىخواهد كه از سرمشق والا يا به اصطلاح اسوه حسنه حضرت محمد (ص) پيروى كنند (سوره احزاب، آيه ٢١). از آنجا كه توفيق اصلى پيامبر در بنا نهادن حكومتى بر مبناى تعاليم اسلام بود. مسلمانان هم وظيفه دارند از سرمشق او در اين زمينه پيروى كنند» (همان). به نظر عنايت «دليل سادهترى هم براى همبستگى اسلام با سياست به عنوان هنر حكومت وجود دارد: اجراى تعدادى از وظايف جمعى يا امور واجب كفايى مسلمانان كه مهمتر از همه امر به معروف و نهى