مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١١
با توجه به گستردگى و حجم انبوه تعاريف ارائه شده در خصوص دموكراسى، برخى اين تعاريف را به دو دسته تعاريف معطوف به تجربه و تعاريف معطوف به آرمان، اصول و ارزشها يا به عبارتى تعاريف غايتگرايانه(Hermet ,etal ٤٩٩١ :٥٧) تقسيم كردهاند. برخى ديگر اين تعاريف را به دو دسته بزرگ آرمانگرايانه و واقعگرايانه (بشيريه، ١٣٨٠، ص ١٩) تقسيم كردهاند. از جانب ديگر مىتوان تعاريف موجود درباره دموكراسى را در دو گروه عمده حداقلگرا و حداكثرگرا جاى داده و تقسيمبندى كرد. سنخشناسى اخير مختار مقاله حاضر خواهد بود.
از تعاريف قديمىتر حداقلگرا در باب دموكراسى مىتوان به تعريف جان استوارت ميل، فيلسوف سياسى انگليسى قرن ١٩ اشاره كرد كه وجود سه شرط براى دموكراسى را كافى مىداند و آن سه عبارتند از: حق رأى عمومى، انتخابات آزاد و رأى مخفى. در نظر او فايده اساسى دموكراسى اين است كه فساد سياسى را از ميان مىبرد. به نظر وى «دموكراسى پختهتر آن حكومتى است كه از يك سو مبتنى بر رأى و نظر اكثريت و نمايندگان آنها و از سوى ديگر برخوردار از رأى و صلاحيت" اقليت فرهيخته" در قانونگذارى و اداره امور باشد» (همان، ص ٦٧). ژوزف شومپيتر از ديگر حداقلگرايان در تعريف دموكراسى، در نيمه اول قرن بيستم در تعريف اين واژه مىگويد: «روش دموكراتيك ترتيبات سازمان يافتهاى است براى نيل به تصميمات سياسى كه در آن افراد، از طريق انتخابات رقابتآميز و رأى مردم، به قدرت و مقام تصميمگيرى مىرسند»(Schumpeter ,٤٧٩١ :٩٦٢) . باتامور دموكراسى را نوعى از حكومت مىداند كه به «نخبگان اجازه مىدهد تا به خود سامان دهند و بين خود، رقابت سازمانيافته را براى رسيدن به قدرت ترتيب دهند»(Hermet etal ,٤٧٩١ :٧٧) . كارل كوهن در رويكرد مشابهى به دموكراسى آن را يك حكومت جمعى مىداند «كه در آن از بسيارى لحاظ اعضاى اجتماع به طور مستقيم يا غير مستقيم در گرفتن تصميمهايى كه به همه آنها مربوط مىشود، شركت دارند يا مىتوانند شركت داشته باشند». تعدادى از اساتيد علوم سياسى دانشگاه كاليفرنيا جنوبى نيز در تلاشى مشترك گفتهاند: «دموكراسى حكومتى است كه در آن مردم يا اكثريت آنها قدرت نهايى را در دست دارند كه در مورد موضوعات مهم سياست