مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨
تبديل مىگردد و معلوم مىشود كه" قلمرو آزادى" چيزى جز قلمرو ماده و مقدار و كميت نيست. (براى اطلاع بيشتر ر. ك به: دو بنوا، ١٣٧٢)
مبهم بودن ماهيت و مبانى دموكراسى
همان طور كه در مباحث پيشين اشاره شد يكى از معايب بزرگ دموكراسى، ابهام در تار و پود، اصول و مبانى و ماهيت آن است. تنوع و تكثر انواع دموكراسىها مانع ايجاد وحدت نظر در بسيارى از اساسىترين مفاهيم اين اصطلاح شده و بعضاً به تعارضهاى موجود در آن دامن زده است. به عنوان نمونه گفته مىشود كه دموكراسى در سه مفهوم متفاوت حكومت اكثريت، حكومت قانون و تعدد گروههاى قدرت به كار رفته است. به عقيده برخى «ميان اين سه برداشت تعارضاتى وجود دارد كه موجب ابهام در معانى دموكراسى شده و همين ابهام، زمينه تعابير گوناگون از دموكراسى در قرن بيستم را فراهم آورده است». (بشيريه، پيشين)
«دموكراسى مفهومى پيچيده و چند بعدى است و ابهامى كه در معناى آن وجود دارد، ناشى از تأكيدى است كه صاحبنظران و هواداران دموكراسى بر وجوه خاصى از آن مىكنند. اينكه حكومتهاى گوناگون خود را دموكراتيك مىخوانند به دلايلى، چندان شگفتآور نيست؛ زيرا سنت انديشه دموكراتيك بسيار گسترده و مشحون از انديشههاى متفاوت و حتى متعارض درباره مبانى پيدايش دولت، نهاد انسان، كارويژههاى حكومت و غيره است.» (همان، ص ٤٢)
در توضيح ابهام دموكراسى مثال زير روشنكننده است؛ «حكومت به وسيله مردم» شايد مفهومى عارى از ابهام به نظر آيد، اما ظواهر هميشه گمراهكننده و تاريخ انديشه دموكراسى پيچيده و حاكى از دريافتهاى متضاد است. عرصههاى عدم توافق بسيار گسترده است و در واقع هر يك از اجزاى عبارت فوق، دشواريهاى مربوط به تعريف را به همراه دارد. اندرو وينسنت در اين باره مىنويسد: «مشكل ديگر انديشه حاكميت مردم اين است كه چه كسى يا كسانى به عنوان مردم به حساب مىآيند.
چنين كسانى بر حسب نظريه اراده عمومى، كل مردم هستند. اما ممكن است