مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٦
اجبارى و خواسته طبيعت. ثانياً، طبيعت، او (انسان) را با بندهاى متعدد بسيار محكم به سمتى كه مىخواهد مىكشاند. ثانياً، محيط و شخصيتى كه شخص براى خود ساخته و مخصوصاً اجتماعى كه در آن مسكن گزيده است، طبيعتهاى ثانوى كاملًا قوى مىباشد كه هر لحظه هزاران عامل و نيرو در تعاملش مىگذارند كه خارج از فرمان و اختيار اوست. به طورى كه مىتوان گفت: انسان در قفسى از سيمهاى اجبارى ولى با مختصرى اختيار زندگى مىكند». (بازرگان، ١٣٧٩، صص ١٩١- ١٩٠)
معرفت علمى متكى بر پارادايم دينى (اسلامى) مبتنى بر اصالت عينيت و ذهنيت است. از يك طرف براساس اصالت قانون عام در هستى و كشف عينى آن قوانين جهت تبيين و پيشبينى رويدادها مىتوان به اصالت عينيت در تحليل رويدادها پى برد. از طرف ديگر بحث اصالت انسان و لحاظ كردن اصل اختيار در كنار جبريت و آن هم تعالى معنوى و كيفى انسان در مسير ترقى و پيشرفت مىتوان بر اصالت ذهنيت در تبيين رويدادهاى انسانى نيز تمركز كرد. شريعتى در تعريف علوم دقيقه براصالت مشاهده و تجربه تأكيد مىورزد. او معتقد است كه" علم به معناى علوم دقيقه، منطقى مبتنى بر مشاهده و تجربه بر روى واقعيت طبيعى است يا مجموعه دانايىهايى كه به وسيله منطق عقلى از طريق تجربه، مشاهده و مقايسه بر روى عالم واقعى و عينى به دست آمده است.» (شريعتى، ١٣٧٨: ٢٠٠) مىباشد. مطهرى نيز تا حدودى به بحث تراكمى بودن معرفت علمى كه ناشى از اصالت عينيت در علم است مىپردازد و اظهار مىدارد كه" بينش وسيع و گسترده انسان درباره جهان، محصول كوشش جمعى بشر است كه در طى قرون و اعصار روى هم انباشته شده و تكامل يافته است. اين بينش كه تحت ضوابط و قواعد خاص درآمده نام علم يافته است (مطهرى، ١٣٧٨: ١٦). اگر چه بعد اثباتى علم در پارادايم دينى (اسلامى) مىتوان پذيرفت ولى جهت شناخت كامل از هستى اجتماعى انسان، علم غيراثباتى كه اصالت به معناى رفتار انسان نيز مىدهد لازم است. به عبارت ديگر، شناخت غيرتجربى و غيرعينى نيز اصالت دارد و در راستاى ترقى وتعالى انسان نيز داراى كاركرد فعال مىباشد. در نزد مطهرى اگرچه علم روشنايى و توانايى به انسان مىدهد و در خدمت ابزارسازى و كاهش هزينههاى اين دنيايى انسان فعال است ولى بعد غير اثباتى كه تحت عنوان