مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٦٤
آرمانهاى دينى به نفع انسان و بشريت حل خواهد شد. جامعهاى كه در آن انحرافات ناشى از جوامع مبتنى بر پارادايمهاى ديگر را نخواهيم داشت. بدين معنا كه با حفظ مزاياى پارادايمهاى موجود شاهد نفى عيوب نيز خواهيم بود. اگر چه تنگناى اساسى طرح عناصر پارادايم دينى (اسلامى) در فقدان پارادايم دينى نهفته است ولى براساس مجموعه اظهار نظرات پراكنده از انديشمندان اسلامى مشخص مىگردد كه تفاوت آشكارى در عناصر پارادايم مردمسالارى غربى و دينى مىتواند وجود داشته باشد.
لذا هرگونه اقتباس عجولانه بدون تعمق از دموكراسى غربى به معناى عدم انطباق مردمسالارى دينى با آن خواهد بود.
يكى از عناصر پارادايم دينى عنصر متافيزيك است. در مردمسالارى غربى با اصالت عينيت و تجربه و به دنبال آن اصالت رابطه على و آن هم على احتمالى به طراحى يك نظام اجتماعى پرداخته مىشود كه در آن هرگونه فعاليت انسانى در نظام اجتماعى خصيصه اين دنيايى داشته و با رويكرد كمى قابل بررسى و ارزيابى خواهد بود. در پارادايم دينى با حضور متافيزيك نمىتوان واقعيت را صرفاً عينى وتجربى تعريف كرد. از اين لحاظ حضور ابعاد غيرعينى در عرصه واقعيت از جمله واقعيت اجتماعى و به خصوص انسان باعث به كارگيرى رويكرد كيفى در ارزيابى پديدههاى اجتماعى از جمله مردمسالارى دينى خواهد شد. حضور عنصر متافيزيك در شكلگيرى پارادايم بحدى است كه انسان به عنوان توليد كننده رفتار اجتماعى نمايندگى متافيزيك (خدا) را دارد. شريعتى معتقد است كه «خداوند شروع كرد، اراده كرد كه روى زمين خليفهاى براى خودش خلق كند و ... سپس از روح خود در او دميد و انسان خلق شد» (شريعتى، ١٣٥٩، ص ٩). مطهرى نيز اظهار مىدارد كه «انسان خليفهاللَّه است و ... از آيات استنباطى مىشود كه انسان فاقد ايمان و جدا از خدا، انسان نيست» (مطهرى، ١٣٧٩، ص ١٥). براين اساس اراده حاكم بر واقعيت يك اراده خدايى (متافيزيك است) است كه به جاى اراده عمومى در هستى اجتماعى فعاليت مىكند(Ahmad ,٠٠٠٢ :٤) . در اين معنا قانون عام حاكم بر نظام هستى با پتانسيل متافيزيكى و خصيصه عينى- ذهنى در قرآن توسط عقل قابل كشف و اعمال در زندگى اجتماعى است. لذا در مردمسالارى دينى (اسلامى) اعتقاد نظرى به اراده