مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٩
خواستههاى انسان اثر جدى بر رويدادها نمىگذارد و تمام رويدادها از قوانين على احتمالى تبعيت مىنمايند. براين اساس، اختيار انسان نوعى افسانه و داستان بشمار مىآيد تا يك واقعيت قابل قبول. البته قوانين على از نوع احتمالى است به نحوى كه اعتبار آن به صحت آن قوانين در رابطه با اكثر مردم مربوط مىشود(Ibid) . در اين راستا بحث نظر اكثريت مردم در تعيين سرنوشت خود يكى از پايههاى دموكراسى غربى به حساب مىآيد.
پارادايم اثباتى در راستاى كشف قوانين عام در واقعيت كه به عنوان سنت نظام اجتماعى از آن ياد مىشود به بحث پيرامون رويكرد علمى مىپردازد. از نظر اين انگاره فكرى تمايز آشكارى بين علم و غيرعلم، وجود دارد. علم معرفتى است كه از طريق سازمان يافته و قابل دفاع در اجتماعات انديشمندان به دست مىآيد و توانمندى ورود به واقعيت و تغيير آن با خطاى كم را دارد. غير علم به كليه معرفتهاى عاميانه مبتنى بر شعور عاميانه(Common Sense) اطلاق مىشود كه پستتر از علم است. معرفت غيرعلمى از بى سازمانى و تعارضات منطقى برخوردار است كه قابل اطمينان در فرايند تصميمسازى نمىباشد (مانند افسانه، مذهب، طالع بينى و تجربيات شخصى). اين معرفت توسط توده مردم توليد مىگردد كه چنانچه توسط معرفت علمى مهار نشود به بحران سازى در زندگى اجتماعى آنان مىانجامد. به همين لحاظ در زندگى اجتماعى بايد از زبان روشن و منظم كه علمى است به جاى زبان مبهم و غيردقيق كه غير علمى است استفاده كرد(Blaikie ,٩٩١ :٦٠٢) . براين اساس معرفت علمى توسط مردم عادى توليد نمىشود و صرفاً توسط كارشناسان، نخبگان و محققين ارائه و گسترش مىيابد. در اين راستا توصيه پارادايم اثباتى بر آگاهى محققين در عدم استفاده از تفكر مردم عادى در تبيين واقعيات اجتماعى است(Gilbert ,٢٩٩١ :٤) . براساس اين عنصر پارادايمى شاهد اصالت نخبه(Elite) به جاى توده مردم در فرآيند تصميمسازى اجتماعى هستيم. لذا بحث دموكراسى به معناى تصميمسازى توده مردم در ترجيحات ساختارى نظام اجتماعى و تدوين سنت نظام اجتماعى نمىباشد. بنابراين جلب مشاركت توده مردم در بستر از قبل كشف شده توسط نخبگان و انديشمندان معتقد به اثباتگرايى يكى ديگر از پارادايمهاى